تور آنتالیا

آنتالیا Antalya نام مرکز استان آنتالیا و از شهرهای مهم و توریستی کشور ترکیه است. این شهر که به عنوان مرکز گردشگری و تفریحی در ترکیه محسوب می‌گردد دارای جاذبه‌های فراوان می‌باشد. در این شهر بلوارهای زیبا با درختان نخل و لنگرگاه‌ها خود نمائی می‌کند. در این شهر و در بخش قدیمی و تماشائی آن منطقه قلعه‌ایچی (درون قلعه) قرار دارد. بافت خاص منطقه که شامل خیابانهای کم عرض و پیچ در پیچ بوده به همراه خانه‌های قدیمی که توسط دیوارهای قدیمی محصور شده، بسیار جلب توجه می‌کند.

تور آنتالیا

در ۲۰۱۰ جمعیت این شهر ۱،۰۰۱،۳۱۸ نفر برآورد شده‌که از این جمعیت ۵۰۲۴۹۱ نفر را مرد و ۸۲۷۴۹۸ را زنان تشکیل می‌دهد.

جغرافیا

آنتالیا در منطقه مدیترانه و در غرب ترکیه واقع شده‌است. این شهر از سمت شمال با شهر بوردور، از جنوب به دریای مدیترانه، از شرق به شهر سریک، از غرب به شهر کورکوتلی و از جنوب غرب به شهر کمر احاطه شده‌است. تنها رودخانه این منطقه رود آکسو می‌باشد که در انتها به آبشار دودن اطلاق می‌شود.

آب و هوا

آب و هوای تور آنتالیا این شهر به طور کلی مدیترانه‌ای بوده که در فصل تابستان گرم و خشک و در زمستان معتدل و بارانی می‌باشد. به عبارت دیگر در فصل زمستان امواج هوای گرم از سوی دریا به طرف ساحل در چرخش بوده و مانع از برودت و سرمای زیاد می‌گردد. میانگین دما در تابستان بین ۳۰ تا ۳۵ درجه‌است. در زمستان ماه ژانویه دمای هوا بطور متوسط بین ۹ تا ۱۵ درجه می‌باشد. و از نظر هواشناسی تا اکنون برف و یخبدان در این شهر بندرت دیده شده‌است. بطور متوسط رطوبت سالانه در این منطقه ۶۴٪ است. آنتالیا منطقه‌ای ساحلی می‌باشد که دارای تابستان‌های گرم و طولانی بوده و حتی نوشته اذعان شده که در زمستان در ماههای ژانویه و دسامبر بارندگی بسیار نادر بوده و باران‌های سیل آسا بیشتر در فصل پاییز دیده شده‌است. بطور متوسط در سال ۳۰۰ روز آفتابی و ۴۰ تا ۵۰ روز بارانی بوده و میانگین دمای سالیانه حدود ۱۸٫۷ درجه سانتیگراد است.

تور آنتالیا : تور لحظه آخری آنتالیاتور ارزان آنتالیاتور آنتالیا هتل ریکسوس سان گیت

روش های مقابله با مشکلات زناشویی

مجموعه: رازهای موفقیت

زندگی زناشویی موفق

زندگی زناشویی همیشه به سادگی بازی‌های کودکانه نیست

 

بسیاری از زن و شوهرها زندگی خود را با عشق شروع می کنند اما بدلیل ناآگاهی و بی تدبیری بر مشکلاتشان افزوده می شود. برای خوشبخت شدن روابط خود را دوباره ارزیابی کنید و به فکر درمان باشید

 

بسیاری از زن و شوهرها زندگی خود را با عشق شروع می کنند اما بدلیل ناآگاهی و بی تدبیری بر مشکلاتشان افزوده می شود. برای خوشبخت شدن روابط خود را دوباره ارزیابی کنید و به فکر درمان باشید

زندگی زناشویی همیشه به سادگی بازی‌های کودکانه نیست اما همیشه یکسری نکات کلی و البته ساده برای مقابله با مشکلات زندگی وجود دارد، با رعایت این نکات با تنش‌های زندگی‌تان خداحافظی کنید.

– هدف تان را از برقراری ارتباط صمیمانه مشخص کنید
 این مسئله به شما کمک می کند تا بدانید چقدر می خواهید به همسرتان نزدیک شوید و برای داشتن یک رابطه دوستانه و صمیمانه به دنبال راه حل مختلف بروید و انتظارات و خواسته های خود را با کمال احترام با همسرتان در میان بگذارید. مشخص کردن هدف و انتظار از ارتباط صمیمانه، شما  را در جهت دستیابی به آن هدایت می کند.

– انتظارات خود را مورد ارزیابی قرار دهید
گاهی انتظارات غیر منطقی، رفتارها و واکنش های نادرستی را ایجاد می کند. انتظارات غیر منطقی مثل اینکه ” او باید از نیاز من آگاهی داشته باشد”. ” او هیچ گاه تغییر نمی کند ” را تغییر دهید و جملات و انتظارات منطقی را جایگزین آن کنید:  مثلا ” من با بیان درست خواسته های خود، او را از نیازهایم آگاه می سازم.”  یا ” تغییر به تدریج اتفاق می افتد” یا ” تغییر دو طرفه است” انتظارات منطقی، شادی را به همراه دارد.

– به طور فعالانه مسئولیت حل تعارض و مشکلات را در روابط نزدیک خود بپذیرید
بسیاری از زن و شوهرهای ناسازگار سعی می کنند، مشکلات را به گردن دیگری بیاندازند. این می تواند به رابطه شما صدمه جدی بزند برای اینکه رابطه سازنده داشته باشید، هرکدام باید بدانید چه کاستی هایی داشته اید و دارید و چه مشکلاتی را بوجود آورده و در جهت رفع آن تلاش کنید.

 

– انتقاد و قضاوت را بس کنید

بیشتر مردم از همان اول رابطه که مرحله عشق ورزیدن است شروع به انتقاد می‌کنند. به یاد داشته باشید که هیچ‌کس نمی‌تواند ازدواجی را نجات بدهد اگر طرفین بیشتر از تحسین‌شدن مورد انتقاد قرار بگیرند.

انتقادهای مدام و پی در پی به همسرتان این حس را می‌دهد که او به اندازه کافی برای شما خوب نیست.این حس (به خصوص برای مردها) سردشدن رابطه را به دنبال دارد.قبل از هر چیز سعی کنید همسرتان را بشناسید و بعد از آن تفاوت‌های قابل قبول همدیگر را بپذیرید.

– بین جنبه های مثبت و منفی رفتار شریک زندگی خود تعادل برقرار کنید
توجه به نکات مثبت همسر، امیدواری و حس دوست داشتن را ایجاد می کند و مانع سرزنش می شود و از داشتن تفکر منفی در مورد همسر جلوگیری می کند. توجه به جنبه های مثبت همسرتان، ارزش او را برای شما افزایش می دهد و  موجب چشم پوشی از رفتارهای منفی او می شود و زمینه ساز گذشت و فداکاری است.

 

مقابله با مشکلات زندگی زناشویی

به وظایف خود در رابطه زناشویی آگاه باشید

 

– نسبت به حوزه های مطلوب تغییر یکدیگر حساس باشید
گاهی زن و شوهرها به تغییرات مطلوبی که در رفتار یکدیگر به وجود آمده است، کمتر توجه می کنند و این بی توجهی، فرد مقابل را نسبت به تغییر دلسرد می کند. توجه به رفتار و نگرش های تغییر یافته حتی اندک، موجب صمیمیت و دلخوشی همسرتان می شود و او را علاقمندتر و مشتاق تر به تغییر می کند.

– آماده گفتگو و مذاکره باشید
گاهی زن و شوهر به دلیل مشکلاتی که داشته اند، دوست ندارند با یکدیگر صحبت کنند که این امر به رابطه شان آسیب می زند. بهتر است شما با وجود اشتباهاتی که تاکنون داشته اید همیشه آماده گفتگو و مذاکره سالم با هم باشید. در عین حال آگاهی و اطلاعات خود از یکدیگر بالا ببرید تا بتوانید به درک متقابل برسید و در این مسیر صبور و امیدوار باشید.

– به وظایف خود در رابطه زناشویی آگاه باشید
وقتی که زن یا شوهر به وظایف همسری خود آگاه نیستند ، ممکن است توقعات و انتظارات بی جایی از یکدیگر  داشته باشند و رفتارهای خودخواهانه نشان دهند و  با رفتارهای غیر مسئولانه استحکام زندگی زناشویی را سست تر کنند. آگاهی از نقش تان و آشنا بودن به وظایف همسری زندگی را شیرین تر می سازد.

– روی خودتان تمرکز کنید نه همسرتان
همیشه حق با شما نیست، همیشه این شما نیستید که درست می‌گویید.سعی کنید کمی از اختلافتان فاصله بگیرید و از دور نگاه کنید.حالا وقت آن است که درست ببینید، حتماً به همین شکل است که طرف مقابل هم مقصر است اما به خود یادآوری کنید که من هم بی‌تقصیر نبودم.اگر هر یک از ما آدم‌های منطقی‌تری باشیم روابط‌مان بی‌تنش‌تر خواهد بود.روی خودتان تمرکز کنید و سعی کنید برای اصلاح نقص‌هایتان تلاش کنید.

– تنها شما می‌دانید که باید چه کار کنید
تمام مجلات سبک زندگی پر هستند از روش‌هایی که شما می‌توانید برای به وجود آوردن یک زندگی عاشقانه به کار گیرید.

اما در آخر باید بدانید که شما به هیچ‌کدام از این توصیه‌ها نیاز ندارید.شما تنها کسی هستید که می‌دانید باید چه کاری انجام دهید.اصلاً مهم نیست که چقدر از ازدواجتان گذشته یا چقدر احساس صمیمیت نسبت به زندگی مشترکتان دارید، ‌مهم این است که بعد از ورق زدن این صفحات ۳ عمل خاص را برای بهبود مسائل در زندگی‌تان به کار ببرید.

گردآوری:بخش زناشویی بیتوته
منابع:
تبیان
افکار نیوز

چگونه عشق را در زندگي مشترك‌مان حفظ كنيم؟

مجموعه: رازهای موفقیت

عشق در زندگي مشترك‌

معمولا بعد از ازدواج،عشق و علاقه به تدريج كم‌رنگ‌تر مي‌شود

 

اغلب زوج‌ها وقتي دوران نامزدي خود را به خاطر مي‌آورند به ياد عشق و علاقه زيادي مي‌افتند كه بين آن‌ها وجود داشت و گرماي عشق در روابط بين آن‌ها به وضوح مشاهده مي‌شد. معمولا بعد از ازدواج با پيش آمدن مسايل مختلف در زندگي عشق و علاقه به تدريج كم‌رنگ‌تر مي‌شود.

زن و شوهر بيشتر به شغل و فعاليت‌هاي اجتماعي توجه مي‌كنند و تقريبا از يكديگر غافل مي‌شوند. ولي سرانجام روزي به فكر ترميم روابط خود مي‌افتند و مي‌خواهند دوباره گرماي عشق را در زندگي خود احساس كنند. واقعا فكر مي‌كنيد منظور از عشق و رابطه عاشقانه در زندگي زناشويي چيست؟

عشق چيست؟
بر طبق نظر “جان ترنت” در كتاب “عشق يك تصميم‌گيري است”، معناي واقعي عشق يعني زنده نگاه داشتن آن بعد از روز ازدواج. به عبارت ديگر عشق ايجاد رابطه‌اي دوستانه، و ابراز آن به طرف مقابل است.

روابط‌تان را مستحكم‌تر كنيد
سعي نكنيد به عشق به عنوان يك اتفاقي كه قرار است در آينده رخ دهد نگاه كنيد. هر چه زودتر رابطه زناشويي خود را بر پايه عشق و محبت بنا كنيد و رابطه دوستانه و صميمي بين خود را گرما بخشيد. مانند دو دوست خوب و صميمي از بودن در كنار يكديگر لذت ببريد، در اوقات فراغت از علايق مشترك‌تان استفاده كنيد، خاطرات خوب گذشته را با هم مرور كنيد، در مورد مسايل روزانه‌تان از هم سوال كنيد و خلاصه از لحظه لحظه زندگي‌تان كمال استفاده را ببريد.

نظر همسرتان را جويا شويد
اغلب مشاهده مي‌شود زوج‌ها براي آغاز مجدد يك رابطه صميمي و عشق از دست رفته، پيشنهاد يك شام غيرمنتظره و يا سفري جذاب را به همسرشان مي‌دهند. ولي متاسفانه با اين عمل نتيجه دلخواه را نمي‌گيرند. زيرا ممكن است كاري كه باعث شادي و آرامش آن‌ها باشد براي همسرشان اين‌طور به نظر نرسد. از آن‌جايي‌كه اغلب ما قادر نيستيم فكر طرف مقابل خود را بخوانيم، پس بهتر است كه از همسرمان در مورد عقايدش سوال كنيم. از او بپرسيم، رابطه عاشقانه از ديدگاه تو چگونه است؟ دوست داري در روزهاي خاص به سفر، رستوران و يا حتي به چه هتلي برويم؟ چه كارهايي انجام بدهيم؟ اگر به عنوان مثال همسرتان از كارهاي هنري لذت مي‌برد او را به نمايشگاه‌هاي هنري و … ببريد و يا اگر شوهرتان از بودن در فضاي باز لذت مي‌برد با او به ماهيگيري و يا پارك برويد. به هر حال سعي كنيد به علايق مشترك‌تان هر چه زودتر پي ببريد و زندگي خود را بر اساس آن پايه‌ريزي كنيد، تا هر چه بيشتر از بودن در كنار يكديگر لذت ببريد.

از خود خلاقيت نشان دهيد
تصور نكنيد حتما بايد كارهاي مورد علاقه همسرتان را انجام دهيد. شما مي‌توانيد از خودتان خلاقيت نشان دهيد و او را به قول معروف در مواقع خاص سورپرايز كنيد. حتما نبايد شام و يا سفر باشد. گذاشتن يادداشتي عاشقانه در كيف او، رفتن به سينما و يا درست كردن غذا و دسر مورد علاقه او همگي مي‌توانند گرماي عشق را به زندگي شما برگردانند.

همواره به همسرتان عشق بورزيد
همان‌طور كه قبلا بدان اشاره كرديم عشق چيزي نيست كه شما آن را تنها براي يك روز خاص برنامه‌ريزي كنيد. مثلا براي جمعه شب بليت تئاتري بخريد و بخواهيد عشق‌تان را به همسرتان نشان دهيد ولي در عوض بقيه هفته را به دست فراموشي بسپاريد. براي زنده نگاه داشتن عشق بايد تلاش كنيد و از صميم قلب خواهان تغيير در زندگي‌تان باشيد. بنابراين همواره اين نكته را به خاطر بسپاريد اگر در اين مورد خلاقيت نشان ندهيد كارتان دشوارتر شده و روابط‌تان سردتر مي‌شود. براي اين كار مي‌توانيد از منابع خاصي كمك بگيريد. از همسرتان شروع كنيد و نظر او را در اين زمينه جويا شويد. كتاب‌هايي در اين زمينه تهيه كنيد و اطلاعات خود را در اين موارد افزايش دهيد. البته به خاطر داشته باشيد بعد از يادگيري اين مسايل آن‌ها را بدون قيد و شرط در زندگي‌تان پياده كنيد و انتظار داشته باشيد كه ابتدا همسرتان در ابراز عشق پيش‌قدم باشد!

به يكديگر توجه و علاقه نشان دهيد
كاملا به يكديگر توجه نشان دهيد. موارد ديگر را فراموش كنيد. اگر با همسرتان به پارك مي‌رويد تلفن همراه‌تان را با خود نبريد. به اين موضوع فكر كنيد كه در پارك دسته گلي به همسرتان هديه كنيد. منتظر موقعيت و يا روز خاصي نباشيد. آيا همسرتان از شما انتظار دارد با او به كنار دريا برويد؟ پس چرا معطليد؟ وقت را از دست ندهيد و از كنار هم بودن لذت ببريد.

ترميم روابط زناشويي و زنده كردن عشق در زندگي يك شبه صورت نمي‌پذيرد و نياز به تلاش مستمر دارد. مطمئن باشيد كه عاشقانه زندگي كردن ارزش اين همه كوشش را دارد. بنابراين با همسرتان دوست باشيد، رابطه‌تان را بر پايه عشق و محبت استوار كنيد، به علايق يكديگر احترام بگذاريد، براي ابراز كردن عشق‌تان خلاقيت نشان دهيد و بالاخره در اوقاتي كه با هم هستيد كاملا به يكديگر توجه و علاقه نشان دهيد.

عشق از دست رفته

عشق ايجاد رابطه‌اي دوستانه، و ابراز آن به طرف مقابل است

 

در اين‌جا به پنج نوع رابطه‌اي كه بين زوجين وجود دارند اشاره مي‌كنيم:
۱- همسراني هستند كه زياد با يكديگر صميمي نيستند و ارتباط كلامي بين آن‌ها بسيار پايين است. گفت‌وگوي بين آن‌ها بدين شكل است: “حالت چه طور است؟”، “خوبم!”، “مي‌توني نمكدان را بدهي.” در اين مرحله زوجين ترجيح مي‌دهند در مورد زندگي و اهداف‌شان با هم صحبت نكرده و تنها در موارد ضروري با هم گفت‌وگو كنند.

۲- زوجين در اين مرحله براي جلوگيري از هرگونه بحث و مشاجره‌اي تنها در موارد كلي با يكديگر تبادل نظر مي‌كنند. به عنوان مثال ممكن است اين موارد بين آن‌ها رد و بدل شود: “فكر نمي‌كني امروز هوا خيلي گرم است؟”، “باور نمي‌كني امروز رييس چه كار كرد.” اين قبيل زوجين از ابراز “واقعيت‌ها” طفره مي‌روند تا مبادا مشاجره‌اي بين آن‌ها رخ دهد.

۳- در اين مرحله زوجين در معرض مشاجره با يكديگر هستند. زيرا عقايد، نظرات و انتظارات‌شان را ابراز مي‌كنند و طرف مقابل نيز توجهي به آن‌ها نشان نمي‌دهد. “تو هرگز به من توجه نمي‌كني”، “اگر مي‌دانستم آن‌قدر لجبازي، هرگز با تو ازدواج نمي‌كردم” در اين حالت است كه بحث و مشاجره بالا مي‌گيرد. اگر آن‌ها به خوبي ندانند چگونه با اين مشكلات كنار بيايند، مطمئنا اين وضعيت به تدريج حادتر شده و براي‌شان دردسرآفرين خواهد شد.

۴- اين مرحله حالتي است كه زوجين براي احساسات طرف مقابل خود ارزش قايل مي‌شوند. هنگامي كه نظر، عقيده و يا انتظارات خود را مطرح مي‌كنند همسرشان با كمال ميل گوش مي‌دهد و احساس مسوليت مي‌كند. ممكن است اين موارد بين آن‌ها رد و بدل شود:

“عزيزم مي‌فهمم تو از اين موضوع مي‌ترسي كه دخترمان به تازگي گواهينامه گرفته و مي‌خواهد شروع به رانندگي كند.”، “مي‌دانم براي چه مي‌گوييد اين‌قدر تلويزيون نگاه نكن. مي‌خواهي بيشتر با هم صحبت كنيم.”، “خيلي ناراحتم از اين‌كه پدر و مادرم مثل قبل به ما سر نمي‌زنند.” اين زوج كاملا به هم افتخار مي‌كنند و تمام تلاش خود را مي‌كنند كه احساسات يكديگر را درك كنند. اختلاف مواقعي پيش مي‌آيد كه احساسات، عقايد و نظرات طرف مقابل خود را ناديده گرفته و نسبت به آن‌ها بي‌توجه باشيم.

۵- اين مرحله با مراحل قبلي متفاوت است زيرا زوجين در اين‌جا احساس امنيت خاطر كرده و نيازهاي خود را به راحتي مطرح مي‌كنند. داشتن آرامش و احساس امنيت در زندگي مشترك بسيار اهميت دارد. زوجين در چنين حالتي سعي مي‌كنند از خواسته‌هاي طرف مقابل خود باخبر شوند و هر چه زودتر به او كمك كنند تا جو آرامي در منزل حكمفرما شود. به عنوان مثال ممكن است اين گفت‌وگوها بين زوجين صورت گيرد: “منظورت اين است كه بيشتر نسبت به صحبت‌هايت توجه كنم؟ توجه و حساسيت از لحاظ تو چگونه است؟”، “صبر كن، متوجه نشدم. منظورت اين است كه ما بايد ماهيانه بيشتر پول پس‌انداز كنيم؟ در اين مورد بيشتر توضيح بده.” در مرحله چهارم زوجين بيشتر به احساسات طرف مقابل اهميت مي‌دهند ولي در اين مرحله بيشتر بر روي نيازها و خواسته‌هاي همسر توجه مي‌شود. در اين دو حالت است كه افسردگي، بغض و كينه به حداقل رسيده و آرامش و امنيت در زندگي دو چندان مي‌شود. پس پيش به سوي يك زندگي شاد و آرام.
منبع : مجله موفقیت

 

راهکارهای پیشگیری از اختلاف های زناشویی

مجموعه: رازهای موفقیت

راهکارهای پیشگیری از اختلاف های زناشویی

دعوا، نمک زندگی نیست

 

می گویند «دعوا، نمک زندگی است!» غذا بدون نمک غیرقابل خوردن است و برای همین، جنگ و دعوا هم برای زندگی لازم است. زن و شوهر باید یاد بگیرند که با هم دعوا کنند و دو دقیقه بعد در کنار هم سر سفره بنشینند! انگار نه انگار تا همین چند لحظه پیش چه بساطی در خانه به پا شده بوده!

 

جنگ و جدال برای تنوع زندگی لازم است و خانه ای که از آن صدای جیغ زنانه و فریاد مردانه به آسمان نرود، بیغوله ای سوت و کور است!

من یکی که با این حرف ها موافق نیستم. هنگام جنگ و جدال، حرف هایی از دهان زن و شوهر خارج می شود که می تواند آثار مخربی داشته باشد؛ آثاری که تا سال ها از ذهن شنونده پاک نشود و روحیه هر دو نقر را آنقدر ضعیف کند که در وجودشان توانی برای انجام کارهای روزمره باقی نماند؛ چه برسد به قدرت برنامه ریزی های بلندمدت برای رسیدن به اهداف.

فرزندانی که زیر دست والدین ستیزه جو و در محیط جر و بحث و دعوا رشد می کنند، ضعیف و شکننده می شوند و با کوله باری از زجر و ناراحتی، مراحل تحصیلی شان را ادامه می دهند و وقتی نوبت ورود به جامعه و کار و ازدواج برسد، مشکلات اساسی خواهند داشت.

 

کودکی که در محیط پرخشونت بزرگ شود، در صورت پرانرژی بودن به فردی خشن و وحشی تبدیل می شود که در آینده باز محیطی پرشرارت به وجود می آورد و اگر هم وجودی آرام تر داشته باشد، انسانی منفعل می شود که توانایی دفاع از خود و حفظ حقوق ابتدایی اش را نخواهد داشت.

پس دعوا نمک زندگی نیست! عامل هتک حرمت و از بین برنده شئونات انسانی است. اگر در زمره آن زوج های جوان هستید که به راحتی بر سر هر مسئله ای دعوا می کنید و به دفاع از عقیده خود اصرار دارید، فراموش نکنید میان دعوا حلوا خیرات نمی کنند و تنها فایده اش پذیرایی از یکدیگر با صدای بلند و ناسزاهای رنگ و وارنگ، میهمان کردن اعضای خانواده یکدیگر به انواع تهمت ها، در بعضی موارد درگیری های فیزیکی و تاثیرات مخرب درازمدت است.

از جنگ و مجادله، خیری به دست نمی آید و تنها فایده اش سست شدن بنیان خانواده، روحیه ای تخریب شده و آزرده و بار آمدن فرزندانی رنج کشیده و فاقد توان کافی برای ادامه زندگی است.

راهکارهای پیشگیری از اختلاف های زناشویی

* آرام بگیرید
لحظه ای که همسرتان عدالت را زیر پا می گذارد و شما را به صفاتی نامربوط متهم می کند، به طور طبیعی ذهن تان سعی می کند از شما دفاع کند. در چنین مواقعی شما حاضرید هر کاری انجام دهید تا ثابت کنید حق با شماست؛ اما به راستی آیا بالا بردن صدا و ناسزا گفتن، شما را مبرا می کند؟

چند دقیقه آرام بگیرید و با خودتان فکر کنید چرا او چنین سخن ناعادلانه ای بر زبان آورده است؟ دو راه ممکن است: یا واقعیت را می داند و به نفعش است که آن را تغییر دهد یا از اصل ماجرا آگاه نیست.

در هر دو صورت، دعوا سودی ندارد. آرام بگیرید و خود را کنترل کنید. محیط دعوا را رها کنید. برای لحظه ای به اتاقی دیگر بروید یا منزل را ترک کنید و در هوای آزاد به گفته های همسرتان فکر کنید.
اگر او تصوری اشتباه درباره شما دارد، روشی برای اثبات حقانیت خود بیابید؛ اما اگر او واقعیت را می داند و بی دلیل شما را متهم می کند، علت را ریشه یابی کنید و در پی حل این مسئله باشید؛ حتی اگر حرف های همسرتان درست است و ایرادی متوجه شماست، به اصلاح رفتارهای خود فکر کنید. چند دقیقه بودن در هوای آزاد به شما کمک می کند بتوانید تصمیم های بهتری بگیرید.

* حمله نکنید
اغلب همسران نقاط ضعف یکدیگر را می شناسند و به همین دلیل، به خوبی می دانند اسلحه پر از حرف های تلخ و گزنده خود را چگونه به سمت همدیگر نشانه بگیرند. شاید این کار شما را تخلیه کند اما جایگاه تان را در قلب همسرتان پایین تر خواهد آورد.

بعضی از حرف ها خط قرمزهایی هستندکه همسرتان هرگز مایل نیست آنها را بشنود یا بر زبان بیاورد. بیان آنها هنگام اختلاف و درگیری، طمه هایی عمیق به رابطه شما خواهد زد. به عواقب کارتان فکر کنید و به روحیه عصبی تان اجازه ندهید رابطه زناشویی شما را خدشه دار کند.

* مسئولیت رفتارهایتان را برعهده بگیرید
عده ای از انسان ها عادت دارند به راحتی مسئولیت رفتارهای زشت خود را به گردن دیگران بیندازند. از شوهری پرسیدند: «چرا زنت را کتک زده ای؟»
پاسخ داد: «تقصیر خودش است! حرف هایی زد که برای من هیچ راه چاره ای باقی نگذاشت!»

یا زنی بی وفا در توجیه عمل ناپسند خود می گوید: «بی توجهی های شوهرم، مرا به این سمت سوق داد!»

این در حالی است که مسئولیت عملکرد هر فردی، تنها متوجه خود اوست و گناه هیچ انسانی با دیگری تقسیم نمی شود.

* خود را جای او بگذارید
بیشتر افراد در حین دعواهای زناشویی تلاش می کنند که فرد مقابل را مغلوب کرده و بعد او را وادار کنند که به اشتباهش اعتراف کرده و عذرخواهی کند. شاید شما هم جزو این دسته افراد باشید اما اگر خودتان را جای همسرتان بگذارید، به احتمال زیاد حق را به او می دهید.

خانمی در خانه به تنهایی مشغول نظات است و همسرش به همراه دوستانش، بیرون از خانه خوش می گذرانده، لوله آب خانه می ترکد و خانم سراسیمه به همسرش زنگ می زند اما جناب شوهر موبایلش را خاموش کرده تا از فرصتی که با دوستانش می گذراند، بیشترین بهره را ببرد و کسی مزاحمش نشود. خانم خانه چند ساعتی را به سختی می گذراند و شب هنگام که آقا به خانه بازمی گردد، بساط جیغ و داد خانم به پا می شود؛ البته خانم می توانست برخوردهای مناسب تری از خود نشان دهد اما اگر آقا هم برای لحظه ای خود را جای او می گذاشت، به این نتیجه می رسید که تلفن همراهش را نباید خاموش کند؛ شاید همسرش یا دیگری، به حضور او نیاز داشته باشد.

* زبان خوش را یاد بگیرید
این یک نقطه ضعف برای هر فرد متمدن است که نتواند با زبان خوب ارتباط برقرار کند و ترجیح دهد در شرایط نامطلوب دعوا به راه بیندازد. انعطاف پذیر باشید و صحبت کردن با لحن خوب را یکی از ویژگی های شخصیتی خود سازید؛ حتی اگر پدر و مادرتان الگوهایی مناسب برای شما نبوده اند، سعی کنید روشی متفاوت در پیش بگیرید.

دوستانی آرام و انعطاف پذیر پیدا کنید و به رفتار آنها توجه داشته باشید. از خود نرمش نشان دهید تا از پس سختی ها و مشکلات زندگی برآیید. به یاد داشته باشید آب، منعطف ترین ماده است اما چشمه های جوشان می توانند سخت ترین صخره ها را بکاوند و پیش روند!

منبع:مجله راز

 

بزرگترین مانع شما برای پیدا کردن مرد ایده آل چیست؟

مجموعه: رازهای موفقیت

مرد ایده آل , مرد ایده آل کنونی,پیدا کردن مرد ایده آل

برای همه زن‌هایی که آماده عشق ورزیدن باشند، حداقل یک مرد ایده آل وجود دارد. مرد ایده آل بسیار رمزآلود است و گاهی پشت کوهی از توقعات ایده آل‌گرایانه مخفی می‌شود. اما بگذارید اول ببینیم مرد ایده آل کیست. و مهمتر اینکه چطور می‌توانید او را پیدا کنید؟

مرد ایده آل کیست؟
مرد ایده آل، مجموعه لیست معیارهایی که از یک مرد «ایده آل» برای خودتان جمع کرده‌اید نیست. مردی هم نیست که فقط بگوید «دوستت دارم». قرار نیست شبیه به سوپراستار موردعلاقه شما باشد یا مثل سوپرمن رفتار کند.

این مرد قرار نیست زندگی شما را نجات دهد.
مرد ایده آل کسی است که نیازهای شما را برآورده کند و خوشحالتان کند. اگر بخواهید برای برآوردن همه نیازهایتان به یک مرد تکیه کنید مطمئناً جستجویتان برای مرد ایده آل با شکست مواجه خواهد شد چون توقعاتتان واقع‌گرایانه نیست. هدف شما باید این باشد که زندگی‌تان را با عشق، خانواده، دوستان، سرگرمی و کارتان پر کنید. بعد ببینید کدامیک از نیازهایتان باقیمانده است که با اینها برآورده نمی‌شود. این لیست مختصر از نیازهای باقیمانده همان لیست معیارهای واقع‌گرایانه برای مرد ایدآلتان است، اگر هر دو شما بتوانید این کار را درست انجام دهید، همدیگر را پیدا کرده و با هم خوشبخت خواهید شد.

مرد ایده آل درمقابل مرد ایده آل کنونی
هرچه رشد می‌کنید و چیزهای بیشتری یاد می‌گیرید، زندگی و اولویت‌ نیازهایتان تغییر می‌کند. مرد ایدآلتان هم به احتمال زیاد تغییر می‌کند و همین باعث می‌شود در طول این فرایند یادگیری و رشد، در هر زمان یکسری مرد ایدآل برای خودتان داشته باشید.

شما هر سال تغییر می‌کنید و بالغ‌تر می‌شوید. مطمئناً هر سال تغییرات زیادی در خودتان و نیازهایی که احساس می‌کنید می‌بینید. و احتمالاً می‌بینید که هر بار فرد جدیدی (یک دوست، معلم، همکار یا مربی) را می‌خواهید جذب خودتان کنید که تصور می‌کنید پاسخگوی آن نیازها است و می‌تواند چیزهایی را به شما یاد بدهد که برای یادگیری آن آمادگی دارید، این تجربیات شما را به سطح‌های بعدی زندگیتان می‌کشاند.

وقتی مجرد هستید، این معلم‌ها، دوست‌ها یا عشاق می‌توانند به شکل مرد ایده آل ظاهر شوند.
نتیجه این مردهای ایده آل کنونی باعث می‌شود کم‌کم به کسی تبدیل شوید که بالاخره شریک زندگی‌تان را جذب خودتان کنید.

زمان درست و غلط وجود دارد
واقعیت این است که برای ملاقات با مرد ایده آل وقت درست و غلط وجود دارد. ممکن است برای آشنا شدن با مرد ایده آل زندگی‌تان آمادگی نداشته باشید. یا شاید هم او برای ملاقات با شما هنوز آماده نباشد.

می‌دانم که احتمالاً برای رسیدن به نیمه گمشده‌تان و شروع زندگی مشترک اضطراب دارید اما اگر او هنوز برای با شما بودن آماده نباشد، نباید عجله کنید. به او مثل یک تکه گوشتی که هنوز خوب نپخته است نگاه کنید. خوردن این گوشت باعث مریض شدنتان می‌شود. مطمئناً علاقه‌ای هم به خوردن گوشتی که نپخته است ندارید. این گوشت نپخته را برای بقیه دخترها بگذارید.

مطمئن باشید که وقتی او گرم، آماده و به اندازه کافی پخته باشد، شما را پیدا خواهد کرد.

همدیگر را پیدا خواهید کرد.
تا آن زمان باید خودتان را آماده کنید و از زندگیتان درکنار یکی از آن مردهای ایده آل کنونی لذت ببرید.

چرا آشنایی مثل خریدن کفش است؟
وقتی قصد دارید مرد ایده آل‌تان را پیدا کنید، این فرایند آشنایی را با لذت فوق‌العاده خریدن کفش مقایسه کنید!

درست شنیدید. طوری قرار بگذارید انگار که می‌خواهید کفشی را امتحان کنید. باید بدانید که چه می‌خواهید و درعین‌حال ذهنتان را باز نگه دارید. یکی از آن پاشنه ۱۰ سانتی‌ها ممکن است کاملاً در پایتان راحت باشد. اما آن کفش بدون‌پاشنه‌ای که خیلی زیبا و راحت به نظر می‌رسد ممکن است انگشت شستتان را بزند. درست است که درمورد کفش ظاهر خیلی مهم است اما مسئله مهمتر این است که در پایتان چطور است و چه حسی دارید.

وقتی آنها را می‌پوشید، فقط می‌خواهید امتحانشان کنید (با چند قدم برداشتن با آن کفش‌ها در فروشگاه قرار نیست به چیزی متعهد شوید). ببینید چه حسی به شما می‌دهند:
اعتماد‌به‌نفس؟
شادی؟
اذیت؟
تنگی؟
احمقانه؟
خجالت‌آور؟
جذابیت؟
راحتی؟
اضطراب؟
ناراحتی؟

فقط ببینید و حس کنید.
اشکالی ندارد که ببینید این جفت کفش هم شما را دوست دارد یا نه. شاید احمقانه به نظر برسد. و البته این نباید تعیین‌کننده این باشد که شما هم آن کفش را دوست داشته باشید یا نه.

اگر هر احساس ناراحتی با کسی داشتید، به قرارهایتان با او ادامه ندهید. اما اگر هرکدام از حس‌های خوب را با او تجربه کردید، بگذارید علاقه‌مند بمانید.
اگر بعد از جلسه اول آشنایی، به شما زنگ زد، فرصت خوبی است که او را از این جواب «بله» برای ادامه آشنایی مطلع کنید. مطمئناً می‌خواهید دوباره او را ببینید. اما اگر نخواستید، می‌توانید بگویید:

«خیلی از آشنایی با شما خوشوقت شدم اما علاقه‌ای به دنبال کردن این دوستی ندارم.»

اجازه ندهید دست رد کسی اعتمادبه‌نفستان را خدشه‌دار کند.
خیلی از دخترها را می‌بینیم که منتظر تماس پسرها می‌نشینند، حتی اگر اصلاً علاقه‌ای به آن پسر نداشته باشند!

این میل طبیعی انسان برای پذیرفته شدن و دوست داشته شدن است. اما لطفاً اعتماد‌به‌نفستان را بر پایه اینکه پسری به شما برای قرار دوم زنگ می‌زند یا نه استوار نکنید. شما بسیار دوست‌داشتنی هستید، فقط ممکن است زن دوست‌داشتنی آن مرد نبوده باشید.

هرکس سلیقه‌ای خاص خود دارد. دوست شما ممکن است سس کچاپ را همراه با اسپاگتی خود دوست داشته باشد اما شما سس پستو را ترجیح دهید. مطمئناً سس کچاپ برای اینکه شما آن را دوست ندارید محبوبیت خود را از دست نمی‌دهد.

فقط یک نفر را می‌توان دوست داشت
پس اگر آن مرد به شما زنگ نزد، هیچ اشکالی ندارد. آن مردی نیست که بتواند دوستتان داشته باشد.
هیچوقت امیدتان را از دست ندهید.

پیدا کردن عشق زندگی یک فرایند است.
خیلی مهم است که اجازه ندهید بی‌صبری‌تان برای پیدا کردن مرد ایده آل زندگی‌تان، حواس شما را از جریان اصلی دور کند: آن جریان اصلی چیزی نیست جز شناخت خودتان و رشد.

به راهتان ادامه دهید و مطمئن باشید که مرد ایده آلتان را سر زمان مناسب پیدا می‌کنید. تا آن موقع، با جریان زندگی‌تان پیش روید، ذهنتان را باز نگه دارید، چندین جفت کفش را امتحان کنید و زندگی‌تان را مملو از عشق، حمایت و خوشبختی کنید. ایمان داشته باشید که مرد ایده آلتان جایی منتظر شماست.

نظر شما چیست؟
اگر شما برای برداشتن قدم بزرگ در جهت پیدا کردن او آمادگی دارید، این دو تمرین را امتحان کنید.

تمرین ۱: توصیفی که می‌خواهید برای دنیا بفرستید تا مرد ایده آلتان به آن پاسخ دهد چیست؟ با داشتن مردی در زندگیتان چه نیازهایی برآورده خواهد شد؟

تمرین ۲: در حال حاضر زندگی‌تان را چطور با عشق، محبت و خوشبختی پر می‌کنید؟
این دو تمرین برای جذب مرد ایده آلتان ضروری هستند. پاسخی دقیق برای آنها داشته باشید.
منبع:سلامت نیوز

 

حد و مرز آشنایی پیش از ازدواج

مجموعه: دانستنیهای قبل از ازدواج

حد و مرز آشنایی پیش از ازدواج

آشنایی دختر و پسر بدون اطلاع والدین صحیح نمی باشد

 

والدین دختر و پسر در کجای ماجرای انتخاب همسر فرزندانشان قرار دارند و نقش آنها تا چه حد پررنگ است؟ آیا لازم است والدین از همان مراحل اولیه آشنایی در جریان رابطه آنها باشند یا لزومی به اطلاع آنها نیست؟

صفری‌ مشاور خانواده در ضمیمه روزنامه ای نوشت: مدت طولانی از زمانی نمی‌گذرد که انتخاب همسر فرزندان و ازدواج به دست والدین بود و با نظارت آنان انجام می‌شد. مادر و پدر، خواهر و برادر، دایی و عمو، خاله و عمه و حتی همسایه‌ها آستین بالا می‌زدند و برای دختر و پسری که به اصطلاح دم بخت بودند و قصد ازدواج و تشکیل خانواده داشتند، کسانی را برای ازدواج معرفی می‌کردند و معمولا پس از یک تماس تلفنی و پرسش چند سوال کلیدی و دادن اطلاعات اولیه راجع به سن، تحصیلات، طبقه فرهنگی، عقاید و… دختر و پسر، قرار جلسه اول خواستگاری گذاشته می‌شد.

طی این جلسه، دختر و پسر برای اولین بار یکدیگر را می‌دیدند و پس از گفت‌وگو و مشورت با والدین، تصمیم به ادامه یا خاتمه رابطه می‌گرفتند؛ معمولا دختر و پسر برای انجام توافقات اولیه یا صحبت در مورد مسائل مهم زندگی، صدالبته تحت نظارت والدینشان و با ضوابط خاصی یکدیگر را ملاقات می‌کردند، اما چند صباحی است در جامعه کنونی ما این رسم خواستگاری از مد افتاده است و بسیاری از جوانان ترجیح می‌دهند پیش از مراسم خواستگاری، چند جلسه‌ای با فرد مورد نظرشان معاشرت کنند و در صورت توافق همه‌جانبه به خواستگاری بروند یا خواستگار را به خانه راه دهند.

عده‌ای دیگر نیز‌ خود آستین بالا می‌زنند و در محیط کار، تحصیل، محافل عمومی، مهمانی‌ها یا حتی شبکه‌های مجازی و اجتماعی به دنبال نیمه گمشده‌شان می‌گردند و…. خیلی از جوانان نسل امروز، این نوع آشنایی‌ها را ملاکی برای انتخاب همسر ایده‌آل، شناخت بیشتر و آشنایی با روحیات و خلقیات و رفتار و منش فرد مقابلشان می‌پندارند، اما سوال اصلی اینجاست که آشنایی قبل از ازدواج تا چه حد می‌تواند تضمین‌کننده یک انتخاب شایسته و متعاقب آن یک زندگی مشترک موفق باشد؟ اصول آشنایی‌های پیش از ازدواج چیست؟ حد و مرزهای آن چیست و چگونه باید رعایت شود؟ والدین دختر و پسر در کجای ماجرای انتخاب همسر فرزندانشان قرار دارند و نقش آنها تا چه حد پررنگ است؟ آیا لازم است والدین از همان مراحل اولیه آشنایی در جریان رابطه آنها باشند یا لزومی به اطلاع آنها نیست؟ و…

آشنایی‌های بی‌ضابطه و احساسی
اگر دختر و پسر در محیط کار، دانشگاه، جمع دوستانه و… با یکدیگر آشنا شوند، سپس خود به تنهایی، بدون مشورت و اطلاع خانواده‌هایشان، ریش و قیچی به دست بگیرند و برای شناخت و آشنایی هر چه بیشتر از یکدیگر به منظور ازدواج قدم بردارند، عاقبت چه می‌شود؟!

روان‌شناسان و مشاوران ازدواج معتقدند، آشنایی دختر و پسر آن هم بدون اطلاع والدین یا بدون برگزاری مراسم خواستگاری، نه‌تنها پسندیده و صحیح نیست بلکه در اغلب موارد، مفید و موفق نبوده و عاقبتی جز شکست عاطفی نخواهد داشت. آشنایی‌های بی‌ضابطه‌ای که معمولا بدون خواستگاری یا بدون اطلاع والدین طرفین یا یکی از آنها پیش می‌رود، معمولا رابطه‌ای سطحی، ظاهری، بدون تعهد و سرگرمی‌مابآنه‌ای است که هیچ گاه حتی از همان شروع آن، مساله‌ای جدی در آن مطرح نبوده و نخواهد بود. روابط حاکم در این نوع آشنایی‌ها معمولا بدون سمت و سوی منطقی و عاقلانه است و غالبا با رویاها، فانتزی‌ها و غلیان احساسات و هیجانات دختر و پسر شکل می‌گیرد و پیش می‌رود. در این مدل آشنایی‌ها، اگرچه رابطه برای دختر و پسر دلنشین، شیرین و رویایی است، اما خواستن‌ها و عشق و عاشقی‌ها مبتنی بر واقعیت خارجی نبوده و معمولا کاذب است؛ در این روابط، عشقی مجازی حکمفرماست که گاهی با اهدافی نامناسب و به منظور کامروایی از جانب دختر و پسر نیز توام می‌شود. مثلا، در رسانه‌ها و روزنامه‌ها کم نشنیده و ندیده‌ایم که در این نوع آشنایی‌ها، اغلب پسرها با دادن وعده ازدواج، دختران بسیاری را فریب داده‌اند و برای رسیدن به اهداف شوم خود آشنایی را طولانی‌تر کرده ولی فراتر از آن پیش نرفته‌اند و مدام با توسل به ترفندهایی از تعهد ازدواج طفره رفته‌اند، اما پس از کامروایی خویش، دست از دختر شسته‌اند و قید عشق و عاشقی را برای همیشه زده‌اند!

از سوی دیگر، آمار طلاق‌ نیز چهره‌ای دیگر ولی متفاوت از عاقبت این نوع آشنایی‌ها را برایمان آشکار می‌کند، چه‌بسا بسیاری از ازدواج‌هایی که با این مدل آشنایی‌ها رقم خورده اما در نهایت با طلاق به شکست منتهی می‌شود.

اصول آشنایی‌های پیش از ازدواج

اولین قدم برای آشنایی به قصد ازدواج ، خواستگاری از دختر است

 

آشنایی‌های ضابطه‌مند و اصول‌مدار
اولین قدم برای آشنایی هدفمند و به قصد ازدواج، خواستگاری از دختر و خواستگاری رفتن برای پسر است. این نوع آشنایی‌های باضابطه و اصول مدار، زمینه شناخت اصولی، منطقی و متعهدانه را هم برای دختر و پسر و هم برای خانواده‌هایشان رقم می‌زند. پس از خواستگاری، دوران آشنایی دختر و پسر شروع می‌شود. این دوران، معمولا سه یا چهار جلسه بیشتر به طول نمی‌انجامد. طی این جلسات کاملا رسمی و چارچوب‌دار، دختر و پسر و خانواده‌هایشان، تا حدودی با خانواده‌های یکدیگر و لایه‌های سطحی شخصیت همدیگر آشنایی پیدا کرده و از فیلترهای اولیه سنجش و انتخاب یکدیگر گذر می‌کنند. شناخت اولیه و سطحی حاصل این دوران، در واقع می‌تواند مقدمه و پیش‌زمینه شروع یک رابطه جدی‌تری به نام نامزدی باشد، اگر چه این نوع آشنایی به منظور ازدواج شروع می‌شود، اما هرگز به این معنا نیست که الزما به نامزدی یا وعده ازدواج ختم شود چه‌بسا بسیاری از آشنایی‌های ‌جوان‌ها و خانواده‌هایشان بیش از‌ چند جلسه فراتر نرفته و در مرحله‌ای از آشنایی، به دلایلی خاص از جانب یکی از طرفین یا هر دو طرف، برای همیشه متوقف می‌شود.

نامزدی، مرحله‌ای مهم برای شناخت عمیق‌تر
زمانی که دختر و پسر جوان تحت نظارت خانواده‌هایشان و بر طبق اصولی معین، قدری با یکدیگر آشنا و در تصمیم به ازدواج شان مصمم شدند دوره نامزدی آنها شروع می‌شود. این دوران با وعده صریح و قطعی برای ازدواج شروع و با امضای قرارداد عقدنامه به پایان می‌رسد.

برخی از خانواده‌ها، شروع نامزدی فرزندشان را به اقوام و آشنایان اطلاع می‌دهند، اما برخی دیگر بنابر دلایلی ترجیح می‌دهند‌ این دوران تا زمانی که مراسم رسمی عقد انجام نشده، علنی نشود و صرفا فقط با اطلاع خانواده‌های دختر و پسر پیش برود. دوران نامزدی برهه‌ای حساس و در عین حال مهم برای زوج جوانی است که قصد ورود به زندگی مشترک‌ را دارند، در این دوران، ارتباطات بیشتر شده و اندکی از حالت رسمی خارج می‌شود، زمینه شناسایی و شناخت بیشتر از خصوصیات یکدیگر فراهم می‌آید، دختر و پسر در مورد رابطه‌شان بیش از قبل احساس تعهد و مسئولیت می‌کنند، دوران حرف و کلام به پایان می‌رسد و زمان ورود به صحنه عمل فرا می‌رسد.

ورود افراد خانواده، فامیل و دوستان هر یک از همسران به رابطه، چهره‌ای متفاوت به آشنایی می‌دهد و وظایف هر یک از زوجین را نسبت به آنها آشکار می‌کند و… خلاصه کلام آن که در این دوران، دختر و پسر با نمونه‌ای کاملا فرضی و پیش افتاده اما فراتر از خواب و خیال، از واقعیت زندگی مشترک و آینده خود با فرد مورد انتخابشان روبه‌رو شده و تا زمانی مقرر زندگی مشترک را لمس و تجربه می‌کنند. در دوران نامزدی است که می‌توان درستی و نادرستی تصورات و ذهنیات خود را از یکدیگر ‌در واقعیت به تماشا نشست، آنها را محکی دوباره زد، اصلاحشان کرد و در نهایت در این دوران است که می‌شود از انتخاب فرد مورد نظرمان برای زندگی کسب اطمینان کرد و با یقین او را به عنوان همسفر و شریک ادامه مسیر زندگی پذیرفت یا نپذیرفت!

دوران نامزدی نباید بسیار طولانی شود، وابستگی کاذب و غیرمنطقی، گاه باعث می‌شود که یکی از طرفین به خاطر غلیان عواطف مثبت زودگذر، چشم و گوش بر واقعیت‌های زندگی فرد مقابل ببندد و از هر آنچه که دیدنی و شنیدنی است با دیده اغماض و چشم پوشی بسیار گذر کند یا حتی گاه، طولانی شدن بسیار این دوران، باعث دلزدگی و یاس و پشیمانی یکی از طرفین از ادامه رابطه به طور جدی‌تر می‌شود.

بهترین فرصت مناسب برای این دوران، زمانی حدود چهار تا شش ماه است، در این زمان دختر و پسر جوان و خانواده‌هایشان می‌توانند بیش از پیش با هم آشنا شوند و همدیگر را مورد محک و ارزیابی قرار دهند؛ سپس در صورت تائید و اعتماد و فقدان مشکلی خاص و جدی، می‌توان ادامه رابطه را با برگزاری مراسم عقد پیش برد، اما اگر در هر زمانی از این دوران، خانواده‌ها متوجه مطلبی مهم شدند و نتوانستند آن را حل و فصل کنند، بهتر است هرچه سریع‌تر‌پیش از آن که وابستگی عاطفی بین دختر و پسر عمیق‌تر شود، ختم دوران نامزدی را اعلام کنند.

ولی اگر نقاط مشترک بسیار بود و قرار بر ادامه رابطه شد، هفته آینده در باره مراقبت‌های دوران نامزدی و حساسیت‌های آن با شما سخن خواهیم گفت.
منبع:سلامت نیوز

 

انتظارات بجا و نابجا در ازدواج

مجموعه: دانستنیهای قبل از ازدواج

انتخاب همسر,انتظارات نابجا در ازدواج,همسر آینده

تا چندی پیش نه‌تنها در کشور ما بلکه در تمام دنیا، زوجی را که متشکل از پدر در نقش نان‌آور خانه و مادر در نقش ستون خانه و کدبانو بود را گرامی می‌داشتند و ستایش می‌کردند اما اکنون سطح توقعات افراد برای ازدواج بسیار بالا رفته و چه دختر چه پسر، دنبال همسری می‌گردیم که از هر نظر عالی باشد.

انتظارات نابجا در ازدواج
از هر دختر و پسری که بپرسید می گوید همسری می خواهم که تمام علایق و احساساتم را درک کند، من را همان‌طور که هستم دوست داشته باشد، به پیشرفتم در زمینه مورد علاقه‌ ام کمک کند، به تمام حقوقم احترام بگذارد و…

نسل حاضر طوری پرورش یافته که برای انتخاب همسر، اصول و معیارهای معقول پیشین را کنار گذاشته و در عوض الزاماتی با شرایطی بسیار سنگین‌تر را برای خود جایگزین کرده است؛ معیارهای پیدا کردن یک همسر عالی و بی‌نقص!

این آرمان گرایی ما را به سوی این پرسش سوق می‌دهد که آیا اگر بخواهم فلان شخص را به همسری برگزینم، تمام این ویژگی‌ها را دارد؟ آیا کنار او به اندازه کافی خوشبخت خواهم بود؟ آیا ممکن است فرد دیگری باشد که از این مورد کنونی برایم بهتر باشد؟ و متاسفانه در بیشتر موارد، پاسخی که به خود می‌دهیم، مثبت است! و در نتیجه قربانی انتظارات بیجای خود می‌شویم و از ازدواج می‌گریزیم.
 
انتظارات بی جا را بشناسید
انتظارات و رویاهای زیبا به همراه خود ناکامی می‌آورند. در بسیاری از موارد زوج‌ها تصورات و انتظارات نابجایی درباره ازدواج، همسر آینده و خوشبختی دارند که شادکامی آن‌ها را در خطر می‌اندازد.

باید انتظارات و توقعات خودتان درمورد ازدواج را آشکار کنید. آنها را شفاف برای خودتان مشخص کنید یا بنویسید و بعد بررسی کنید که چقدر منطقی یا چقدر غیرواقعی هستند. در اعتقادات و انتظارات بیشتر ما، مجموعه ای از اعتقادات شوکه کننده، گاهی مسخره و خنده دار و معمولاً آسیب رسان وجود دارد که می تواند باعث وقفه در ازدواج شده یا ازدواج را با شکست مواجه کنند.

تعریفتان را از خوشبختی بیان کنید. از تعاریف کلی بپرهیزید. نگویید خوشبختی یعنی یک حس خوب. یا خوشبختی یعنی موفقیت و رضایت. این ها تعابیر کلی هستند که شما را به جایی نمی رسانند. مشخص کنید که حس خوب یا رضایت دقیقا چیست و شما برای رسیدن به این احساس به چه چیزی نیاز دارید. با این شفاف سازی می توانید بفهمید چه انتظاری از زندگی دارید و چطور می توانید به آن برسید.

یکی از تصورات غیر واقع‌بینانه در مورد ازدواج تجربه شادکامی و چیزی است که از آن با عنوان خوشبختی نام می‌برند. انتظار نداشته باشید ازدواج به تنهایی همه ناکامی های شما را بگیرد و خوشبختتان کند. برای خوشبخت شدن، باید قبل از ازدواج خوشبختی را بشناسید و خود را خوشبخت کرده باشید.

ازدواج به همراه خود تاثیرات روانشناختی بسیاری دارد اما در بعضی از موارد تقسیم دوره زندگی به قبل و بعد از ازدواج به اندازه انتظارات ما متفاوت نیست. انتظارات عاشقانه و توقع شگفت انگیز از ازدواج داشتن می‌تواند واقع بینی ما را به خطر بیاندازد. برای همین هم بسیاری از ازدواج‌ها با شکست روبرو می‌شوند.

اگرچه ازدواج برای شلختگی، بیکاری و بی‌مسئولیتی محرک خوبی محسوب می‌شود اما الزاماً شرایط کاملی برای تغییر ایجاد نمی‌کند.

از طرف دیگر، بسیاری از افراد تصورات تحریف شده‌ای نسبت به جنس مقابل دارند که می‌تواند شادکامی آنها را تحت تاثیر قرار دهد. آنها فکر می کنند مردها و زن ها شبیه اسطوره ها هستند. در نهایت قدرت، نهایت مهربانی، نهایت فداکاری و… همین می شود که وقتی وارد زندگی مشترک می شوند و نقص های طرف مقابل را می بینند، احساس شکست به آنها دست می دهد.

در هر مرحله از زندگی ممکن است انتظارات جدیدی به وجود آید. اگر الان مهارت لازم برای کشف انتظاراتتان را به دست آورید، به شما کمک می کند کشف کنید در هر مرحله از زندگی واقعاً چه در ذهنتان می گذرد. چه توقعی از همسرتان دارید و چطور باید این توقع را پر و بال بدهید یا حذف کنید.
 
ازدواج اصولی این است!
با این حساب، چطور ازدواج کنیم؟ مثل قدیمی ها به سبک و سیاق سنتی سر سفره عقد بنشینیم یا مثل امروزی ها همه سنگ ها را با همدیگر وا بکنیم و بعد، پای خواستگار را به خانه باز کنیم؟

قدیم‌ها پسر و دختری که شاید تا قبل از عقد یکدیگر را ندیده بودند، سال‌های سال کنار هم زندگی می‌کردند چون والدینشان با حساب و کتاب‌های عقلانی و توجه به ساختار خانواده‌ها به ازدواج فرزندشان رضایت می‌دادند.

البته امروز توصیه نمی‌شود مثل قدیم‌ها بچه‌ها به شیوه کاملا سنتی ازدواج کنند، چون پراکندگی خانواده‌ها و فرهنگ‌ها نسبت به قبل خیلی زیاد شده اما حداقل از شیوه‌های امروزی هم استفاده نکنند که مدت‌ها از آشنایی‌شان می‌گذرد و قرار و مدارهایشان را برای ازدواج گذاشته‌اند و در نهایت سری هم به مشاور می‌زنند تا جواب مثبتی را هم از او بشنوند!

شیوه آشنایی درست و سالم این است که بعد از برگزاری مراسم خواستگاری ساده، دو طرف یکدیگر را در موقعیت‌های مختلفی که پیش می‌آید، محک بزنند. اگر دیدند شرایطشان به هم می‌خورد، مراحل بعدی را انجام دهند و در غیر این صورت، آشنایی در همین مرحله متوقف شود و ادامه‌ای نداشته باشد.
منبع: برگرفته از زندگی مثبت، ایمنا

 

همسر خوب یعنی این!

مجموعه: رازهای موفقیت

همسر خوب,معیارهای همسر خوب ,همسر آینده

ازدواج انتخاب مهمی است. شاید بتوان گفت مهم تر از هر انتخاب دیگری در زندگی. از تحصیل و کار گرفته تا تصمیم های ریز و درشت دیگری که می گیرید. ازدواج آخرین برگ برنده ای است که در زندگی رو می کنید. پس باید درست انتخاب کنید تا خوشبخت باشید.

ما در اینجا معیارهای همسر خوب را برای شما عنوان می کنیم. معیارهایی که می توانند برگ آخر شما را زرین تر کنند.
 
۱) شایستگی خانواده
محیط رشد و نمو در فکر و روح و اخلاق و اعمال انسان تأثیر به سزا دارد. وقتی برای گیاه فرق می کند در چه خاک و آب و هوایی رشد کند، چطور برای انسان فرقی نکند؟ پس این مهم است که همسر آینده ی یک جوان در چه خانواده ای و با چه دیدگاه ها و گرایش هایی بزرگ شده است.

امام صادق (ع) می فرمایند: « از خاندان صالح و شایسته همسر انتخاب کنید که نطفه و وراثت اثر (پنهانی و ناخواسته در فرزند و نسل شما) دارد.»
 
۲) اخلاق
بعد از باورهای دینی شاید هیچ عاملی در خوشبختی انسان و شیرینی زندگی به اندازه ی اخلاق تأثیر نداشته باشد. اخلاق خوب، کمبودهای جسمی و جمال و زیبایی را جبران می کند. بارها مشاهده شده همسرانی که از جهت مالی و جمال در حد متوسط بلکه پایین تر بوده اند، به سبب اخلاق نیکویی که داشته اند از زندگی گرم و صمیمی برخوردار بوده اند؛ تا آنجا که زبان زد دیگران واقع شده اند. در نقطه ی مقابل، چه بسیارند همسرانی که با داشتن رفاه مادی فراوان در بهترین اتومبیل ها سوار و به سوی زیباترین ویلاها در حرکت بوده اند، اما از دست اخلاق بد یکدیگر و نیش و کنایه ها و زخم زبان ها آرزوی مرگ کرده اند….

برای تأکید بر اهمیت اخلاق توجه به این سخن پیامبر اکرم(ص) لازم است که فرمودند: « کامل ترین فرد از جهت ایمان آن کسی است که اخلاقش از دیگران بهتر است و نسبت به خانواده خود بیشتر مهر و مدارا می کند. »
 
 ۳) عقل و درایت
نقش عقل در زندگی بر کسی پوشیده نیست و نادانی و نفهمیِ شریک زندگی، زندگی را بر انسان سخت می کند تا آنجا که قدیمی ها می گفتند: « صد سال گوشه ی زندون، یک ساعت با آدم نادون »!! و در روایت هم می خوانیم:

« بپرهیز از ازدواج با احمق و کم عقل، چرا که همنشینی با او تباه کردن عمر است.»

اما چگونه می توان عقل و درایت را در کسی تشخیص داد؟ اول از روش و منش خانواده و بستگان نزدیک، چون درصد قابل توجهی از عقل و درایت تحت تأثیر وراثت و محیط است. و بعد از آن، با دقت در رفتار، گرایش ها و سخنان شخص می توان به میزان عقل او پی برد.
برای تأکید بر اهمیت اخلاق توجه به این سخن پیامبر اکرم(ص) لازم است که فرمودند: « کامل ترین فرد از جهت ایمان آن کسی است که اخلاقش از دیگران بهتر است و نسبت به خانواده خود بیشتر مهر و مدارا می کند.»

۴) روحیه ی حق پذیری
گاهی کسی حقیقتی را نمی داند و به همین جهت به آن عمل و از آن پیروی نمی کند. اما همین که متوجه گمراهی و ناآگاهی خود شد، دیگر از آن دست بردار نیست و به راحتی طریق نادرست گذشته را کنار می گذارد. با این روحیه ارزشمند همه ی کاستی ها قابل جبران است. اما اگر انسان بر اثر جهل یا تعصب بیجا بر سخن یا عمل خود پافشاری کند و حتی بعد از روشن شدن نادرستی خط مشی خود هم از آن دست برندارد، با چنین روحیه ای نمی توان زندگی کرد. لذا با دقت در رفتار خانواده و شخص مورد نظر و با پرسیدن برخی مسائل از او و نیز تحقیق از اطرافیان، تا جایی که ممکن است از حق پذیر بودن همسر آینده اطمینان پیدا کنیم.
 
۵) هماهنگی و تناسب ( کُفویت )
ضرورت این ویژگی نا گفته پیداست، که هرچه دو همسر با هم هماهنگ تر و متناسب تر باشند زندگی شیرین تر خواهد بود. البته تناسب و هماهنگی هم دو بخش می شود: ۱) ضروری و واجب ۲) بهتر و مستحب

بخش اول همان هماهنگی در باورهای دینی و اعتقادات، تعهدات دینی و اخلاق است و بخش دوم مواردی مثل تناسب در وضع مالی، تحصیلات و میزان تفاوت سنی را در بر می گیرد.اگر شخص مقابل از جهت ایمان و اخلاق فوق العاده باشد و از فخرفروشی و غرور به دور باشد، باید در موارد دسته ی دوم کوتاه آمد و از آنها صرف نظر نمود.
 
۶) زیبایی نسبی و دل نشین بودن
گرچه زیبایی نمی تواند انگیزه ی اصلی انسان برای ازدواج باشد و شرایط دیگر در اولویت است،طبیعی است که زیبایی نسبی و از آن مهم تر دلنشین بودن لازم است.اگر ملاقات و گفتگو با فرد مورد نظر برای انسان دلنشین نباشد، می توان دیدار و گفتگو را تکرار کرد و اگر باز هم نتیجه ی مطلوب حاصل نشد ازدواج توصیه نمی شود، حتی اگر اطرافیان اصرار کنند. شخصی به امام صادق(ع) عرض کرد: « من می خواهم با زنی ازدواج کنم ولی پدر و مادرم علاقه دارند زن دیگری را به همسری خود در آورم.» حضرت فرمودند: « زن دلخواه خودت را بگیر و آن را که پدر و مادرت می خواهند( و به او علاقه نداری) ترک گو.» ( البته روشن است که حضرت در موقعیتی این توصیه را فرموده اند که همسر دارای شرایط مناسب بوده است، ولی پدر و مادر مخالفت می کرده اند.
منبع: راه روشن
 

دارو درمانی برای زوج‌های ناموفق

مجموعه: رازهای موفقیت

اگر هنوز چند کلمه ای از بحث نگذشته است که دعوایتان می شود،  اگر در همسرتان مقاومت شدیدی در پذیرش سخنان خود می بینید،  اگر نگران این هستید که نتوانید کلام و احساستان را مدیریت کنید،  توصیه می شود که…

همیشه که نباید حرف زد، گاهی وقت ها باید عمل کرد، توصیه می شود به جای قرص و شربت به همسرتان، از آمپول استفاده کنید.

آمپول های زیر را به جای حرف زدن و بگو مگو و جدل و… به همسرتان تزریق کنید:

زوج‌های ناموفق, صمیمیمت بیشتر با همسر

الف: نوشتن گفتنی‌ها
اگر هنوز چند کلمه ای از بحث نگذشته است که دعوایتان می شود، اگر در همسرتان مقاومت شدیدی در پدیرش سخنان خود می بینید، اگر نگران این هستید که نتوانید کلام و احساستان را مدیریت کنید، توصیه می شود که همه ی گفتنی ها را بنویسید. چرا که در نامه، فرصت مرور و تجدید نظر هست. در نامه مجالی برای بحث و جدال وجود ندارد؛ شما یک طرفه سخن می گویید و خواننده نیز یکسره به سخنان شما توجه می کند. نوشتن به شما امکان می دهد که از ظرافت های کلامی و سنجیدگی گفتار، نهایت بهره را ببرید. اساساً خواندن نامه برای همه دلنشین است و این دلنشینی، خواه ناخواه، محبتّی نیز ایجاد می کند.

از قلم و کاغذ نترسید، نمی خواهید که کتاب چاپ کنید! فقط می خواهید حرف دلتان را بدون بگو مگو به همسرتان که نزدیکترین فرد به شماست، بیان کنید. حداکثر چند غلط املایی و ویرایشی خواهید داشت! فقط به این فکر کنید که همسرتان تمام حرف های شما را می خواند و دعوا هم نمی شود، می ارزد، امتحان کنید.

ب: فرستادن پیامک

زوج‌های ناموفق, صمیمیمت بیشتر با همسر

یکی از راه های عالی برای صمیمیمت بیشتر با همسرتان، فرستادن پیامک است. چرا به دوستانتان، همکاران قدیمیتان، مدیرتان پیامک می زنید، ولی به همسرتان نه؟

این نوع گفتار زمان خاصی احتیاج ندارد و شما می توانید پیامک تبریک عید ، شعر عاشقانه، لطیفه و هر چیزی که دوست دارید را برایش بفرستید. حتی زمانی که از یکدیگر عصبانی و خشمگین هستید، می توانید به این وسیله صمیمانه ترین رابطه را با همسرتان برقرار کنید. هرگز فراموش نکنید «وقتی یکی از همسران از دیگری خشمگین است، قدرتمندترین پیامی که می تواند برای همسرش بفرستد، این است: حق داری از دست من عصبانی باشی.»

ج: هدیه دادن

زوج‌های ناموفق, صمیمیمت بیشتر با همسر

از نظر اسلام هدیه دادن روش بسیار پسندیده ای است که کینه ها را از بین می برد و به روابط انسان ها به خصوص زن و شوهر ها شادی می بخشد.

«هنگامی که کلمات برای برقراری ارتباط، نامناسب و یا نارساست، دادن هدیه روشی عالی برای این منظور به شما می آید.» در واقع هدیه گاهی لغت نامه عشق است و رمزی است که به همسر ما می فهماند که به او می اندیشیم و او را دوست داریم و گاه زبانیست برای عذرخواهی مودبانه. اما نکته ی قابل توجه این که هدیه دهنده (به خصوص مرد به دلیل ویژگی های ذاتی) علاوه بر هزینه مادی، زحمت زیادی متحمل می شود و ذوق فراوانی به کار می برد، بنابراین هدیه گیرنده باید با روی گشاده آن را بپذیرد و هرگز در صدد پس دادن و یا حتی تعویض هدیه نباشد.
 
د: رفتارهای هیجان انگیز
درست نیست که ما در زندگی خصوصی خود همواره جدیت به خرج دهیم و انجام برخی از کارهای شادی آفرین و نشاط انگیز را ناسازگار با روحیات خود بدانیم؛ و یا این گونه رفتارها را سبک سرانه تلقی کنیم. ما می توانیم گاه گاهی به کودک درون  خود مجال بازی دهیم و بدین وسیله زندگی را از حالت یک نواختی خارج کنیم. مثلاً پیام خود را با زبانی عاشقانه بنویسیم و به آینه جلوی اتومبیل همسرمان آویزان کنیم؛  یا اگر می دانیم که روز خسته کننده ای داشته است، جمله ی «خسته نباشی عشق هیشگی من» را بر در ورودی بچسبانیم و یا حتی خواسته ی خود را با بیانی کودکانه و نشاط آور بیان کنیم.

 

هـ: نوشتن نامه فرضی
نوشتن نامه ی فرضی، برای رهایی از احساسات منفی بسیار مفید است. این کار فرصتی فراهم می کند که ابتدا درباره ی هر چه باعث خشم، عصبانیت، ناراحتی و ترس شما شده است و قصد گفتنش را دارید، فکر کنید.

پس ابتدا آنچه قصد گفتن آن را دارید، در نامه ای به همسر خود بنویسید. در مرحله بعد جواب نامه را آن گونه که دوست دارید دریافت کنید، از طرف همسرتان به خود بنویسید؛ مثلاً این که از شما تشکر می کند که احساس خود را به او بیان کرده اید و یا این که شما را درک می کند و به خاطر اشتباهی که داشته است از شما معذرت می خواهد.

در مرحله سوم مجدداً نامه ای به همسر خود بنویسید و وانمود کنید که وی حرف دل شما را زده است و به این دلیل شما حاضرید او را ببخشید.

قبل از این که اعتراض کنید، بگویم شما می خواهید با همسرتان یک عمر با خوبی و عشق زندگی کنید و فرزندان سالم پرورش دهید، زندگی که یکی من بگم یکی تو نیست،گذشت و بزرگواری است، بعضی اوقات همسر می داند که مثلا رفتار مادرش اشتباه بوده ولی نمی خواهد و یا نمی تواند آن را بیان کند و از طرف مقابل عذر بخواهد، ما هم عصبانی هستیم، پس با کمی گذشت و برای این که از ناراحتی خود بکاهیم ، می توانیم این نامه فرضی را بنویسیم، حتی می توانیم آن را نگه داریم و سالها بعد به همسرمان نشانش دهیم، مطمئن باشید که همسرتان از این کار شما واقعا خوشحال خواهد شد و شاید هم بعد از سالها ، به کم اهمیت بودن مسئله پی ببرید و خدا را شکر کنید که به خاطر این مسائل جزیی ، زندگی را تلخ نکردید.
منبع:تبیان

 

با این کارها همسرتان به شما وفادارتر می‌ماند

مجموعه: رازهای موفقیت

مرد زندگی, وفادار به پیمان ازدواج

 

اینکه مرد زندگی شما تا چه اندازه به پیمان ازدواجش وفادار می‌ماند، تنها تا اندازه ای به ویژگی‌های شخصیتی‌اش ارتباط دارد و البته گاهی رفتاری که زنان با همسرشان می‌کنند، بیش از هر عامل دیگری می‌تواند بر آینده این رابطه تاثیر بگذارد.

 

همه مردها مثل هم نیستند؛ بعضی‌های‌شان انگار هیچ‌وقت سر به راه نمی‌شوند. گروهی از مردها هم تعهدی به روابط‌شان ندارند و حتی اگر مدام از شریک زندگی‌شان عذرخواهی کنند و به او وعده‌هایی بدهند، باز هم مرد زندگی نمی‌شوند. اما باز هم باید بگوییم که همه مردها از این جنس نیستند. اغلب همین مردهایی که شبیه آدم آهنی به نظر می‌رسند، به شدت به‌همسران‌شان عاشق و حتی وابسته می‌شوند و گاهی هم مثل هر آدم دیگری، دلگیر می‌شوند و احساس تنهایی می‌کنند. اینکه مرد زندگی شما تا چه اندازه به پیمان ازدواجش وفادار می‌ماند، تنها تا اندازه ای به ویژگی‌های شخصیتی‌اش ارتباط دارد و البته گاهی رفتاری که زنان با همسرشان می‌کنند، بیش از هر عامل دیگری می‌تواند بر آینده این رابطه تاثیر بگذارد.

 

همیشه باید تازه و پرطراوت باشید

و تنها در یک نگاه عاشق شما می‌شود. شاید در نگاه اول شما بتوانید توجه یک مرد را جلب کنید و جرقه ای که به آن «خوش آمدن» می‌گویند را بزنید، اما واقعیت این است که اوضاع همیشه اینطور نمی‌ماند. ازدواج یک موضوع کلی عجیب و غریب نیست، بلکه بیشتر به یک بسته پر از دلایل مختلف شباهت دارد. از خانواده بگیرید تا ظاهر و تحصیلات و … همگی می‌توانند جزئی از دلایلی باشند که همسرتان به‌خاطرشان شما را انتخاب کرده است. پس سعی کنید از دلایل عشق او با خبر شوید و هرگز آنها را از دست ندهید. همیشه تازگی و طراوت‌تان را حفظ کنید. به یاد بیاورید که همسرتان با چه کسی ازدواج کرده و سعی کنید همیشه همان فرد بمانید.

مرد زندگی, وفادار به پیمان ازدواج

دراین خودآزمایی شرکت کنید

اگر پاسخ شما به بیش از ۵ سؤال این تست مثبت است، کارتان تمام است. وقت آن است که با جدیت سراغ کلاس‌های زوج درمانی و خانواده درمانی بروید و آسیب‌هایی که به ارتباط‌تان زده‌اید را ترمیم کنید. اما اگر تنها به ۲ یا ۳ سؤال جواب مثبت داده‌اید، باید بگوییم که اشتباهات شما قابل توجه، اما جبران پذیر است و باید برای بیمه کردن زندگی مشترک‌تان روی مهارت‌های ارتباطی‌تان کار کنید.

 

هیچ‌وقت تحقیرش نکنید

هرقدر هم که با هم صمیمی باشید، باز هم نباید از این دیوار شیشه‌ای که میان‌تان هست بگذرید. در افراد بالغ، صمیمیت در دل خود احترام متقابل را هم دنبال دارد و در یک زندگی عاشقانه، این احترام صد‌چندان می‌شود. پس قبل از توهین به همسرتان یا ناراحت کردنش، از خود بپرسید او و این رابطه تا چه اندازه برای شما ارزش دارد. یادتان نرود تنها یک کلمه می‌تواند سرنوشت رابطه میان شما را دگرگون کند، مسئولیت‌شناس باشید و تک تک حرف‌ها و کارهای‌تان را، زیر ذره‌بین بگذارید. این واقعیت را نادیده نگیرید که بسیاری از همسران خائن، همان کسانی هستند که مدام مقابل جمع تحقیر می‌شوند و احساس می‌کنند که همسرشان برای غرور و هویت آنها ارزشی قائل نیست.

 

نجنگید

زندگی میدان جنگ نیست؛ این جمله را از همان روز شروع یک ارتباط و بعد از آن به خاطر داشته باشید. حتی در سخت‌ترین لحظات زندگی هدف اصلی‌تان را فراموش نکنید. ازدواج راهی برای ساختن زندگی بهتر، کامل‌تر و همراه با آرامش است. پس به جای نقشه کشیدن‌های هر روزه و گرفتن باج مادی یا عاطفی از او، راه حل عاقلانه‌ای را برای حل اختلافات و مشکلات جست و جو کنید. کم نیستند مردهایی که به خاطر بی‌توجهی همسرشان يا درک نشدن توسط او، در جای دیگری به دنبال محبت می‌گردند.

 

مشکوک نباشید

درست است که بی خیالی شما ممکن است باعث نادیده گرفتن واقعیت شود و کار را از کار بگذراند، اما شکاک بودن هم آسیب های بیشتری را به همراه می‌آورد. ترس همسرتان از قضاوتی که در موردش دارید و از طرف دیگر، حس اینکه شخصیتش را لگدمال می‌کنید و به شعورش احترام نمی‌گذارید، می‌تواند او را به مردی خائن و بی تفاوت تبدیل کند. پس حرمت‌ها را از بین نبرید و تا از چیزی با خبر نشده‌اید، روی همسرتان برچسب نچسبانید. یادتان نرود مردهایی که چنین همسری دارند، گاهی تنها برای تلافی چنین تصمیمی می‌گیرند.

 

دائما نگویید می‌روید

هر مردی احتیاج دارد که بداند تنها و تنها به‌خاطر خودش دوست داشته می‌شود و از پس راضی کردن همسرش بر می‌آید. این تصور به آنها احساس غرور و قدرت می‌دهد، پس این حس را از همسرتان نگیرید. زنانی که مدام همسرشان را از نبودشان می‌ترسانند، همان کسانی هستند که شریک زندگی شان را به نبود خود عادت می‌دهند. مردی که سال‌ها در ذهن خود تصویر رفتن همسرش را تجسم کرده، سرانجام روزی به این تصویر عادت می‌کند و برای آرام کردن ترس‌هایش و گرفتن آرامشی که از او سلب شده، به دنبال پایگاه دیگری می‌گردد.

 

از هم دور نشوید

قرار نیست به همسرتان بچسبید و تمام استقلال‌تان را از دست بدهید اما نباید فراموش کنید در یک خانه مشترک زندگی می‌کنید؛خانه ای که نه تنها در آن تصمیم‌های مشترک گرفته می‌شود، بلکه اعضایش در کنار هم شادی، غم، ترس و اشتیاق را تجربه می‌کنند. اگر می‌خواهید همسری ایده‌آل باشید، باید به شریک زندگی‌تان این احساس را القا کنید که در هر لحظه در کنارش هستید و شریک موفقیت‌ها و شکست‌هایش هستید. مردی که این حس را در همسرش نمی‌بیند، با دیدن حمایت‌های دیگری سفره دلش را باز می‌کند و گاهی با حل شدن در یک رابطه تازه به زندگی‌اش آسیب می‌زند.

 

به دوستانش دقت کنید

از یاد نبرید که انرژی اطرافیان و حتی تصویری که از آنها در ذهن‌تان شکل می‌گیرد، در آینده زندگی شما تاثیر گذار است. بررسی‌ها ثابت کرده افسردگی، خشم و حتی عادت‌های کلامی ما تحت تاثیر اطرافیان‌مان قرار دارد و می‌توانیم قاطعانه بگوییم که بودن در کنار زوج‌هایی که مدام با هم جنگ دارند یا آداب زندگی آرام و سالم را نمی‌دانند، می‌تواند به رابطه شما آسیب بزند. از طرف دیگر، رابطه افراطی همسرتان با افراد مجردی که در دنیای دیگری سیر می‌کنند یا مردهایی که دلبستگی به همسرشان ندارند، می‌تواند گاهی روی رفتار او تاثیر بگذارد و به زندگی تان آسیب بزند. البته دلیلی ندارد که او را از همه دوستانش جدا کنید، اما می‌توانید در مورد حدود این رابطه‌ها با آرامش گفت‌وگو کنید و تصمیم مشترک بگیرید.

منبع:مجله سیب سبز/برترین ها