مدل کفش عروس

مجموعه: لباس و کیف و کفش

 

 

مدل کفش عروس

 

 

مدل کفش عروس

 

 

مدل کفش عروس

 

 

مدل کفش عروس

 

 

مدل کفش عروس

 

 

مدل کفش عروس

 

 

 

مدل کفش اسپرت

مجموعه: لباس و کیف و کفش

 

مدل کفش اسپرت

 

 

مدل کفش اسپرت

 

 

مدل کفش اسپرت

 

 

مدل کفش اسپرت

 

 

مدل کفش اسپرت

 

 

مدل کفش اسپرت

 

 

مدل کفش اسپرت

 

 

مدل کفش اسپرت

 

 

مدل لباس کردی زنانه

مجموعه: لباس و کیف و کفش

 

مدل لباس کردی زنانه

 

 

مدل لباس کردی زنانه

 

 

مدل لباس کردی زنانه

 

 

مدل لباس کردی زنانه

 

 

مدل لباس کردی زنانه

 

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

مجموعه: لباس و کیف و کفش

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

 

شادترین شغلهای دنیا کدامند؟

مجموعه: خواندنیهای دیدنی

 

شادترین شغلهای دنیا کدامند؟

 

براساس نظرسنجی که موسسه ملی تحقیقات دانشگاه شیکاگو انجام داده است، این شغل‌ها در ردیف شادترین شغل‌های دنیا قرار گرفته اند:

آتش نشان: ۸۰‌درصد از آتش نشان‌ها از کار خود به‌شدت راضی هستند، چراکه شغل آنها همواره کمک کردن به دیگران و در بسیاری از مواقع نجات جان دیگران از مرگ حتمی است.

با آنکه همه آتش‌نشانان در طول هفته با خطرات زیادی روبه‌رو هستند اما همین حس کمک به همنوع آنها را راضی‌ترین شاغلان دنیا می‌کند.

 

فیزیوتراپ: کار این قشر از جامعه هم مستقیما با مردم و کمک به افرادی در ارتباط است که توان کمتری نسبت به دیگران دارند. آنها هم پس از حل مشکل دیگران از کار خود احساس رضایت می‌کنند و در نتیجه از نظر خود شغل خوب و شادی دارند.

 

نویسنده: هر چند بسیاری از نویسندگان، نه تنها در ایران بلکه در سراسر دنیا، همواره از کم بودن دستمزدها و حقوق خود ابزار ناراحتی می‌کنند اما حس خوب روی کاغذ آوردن ذهنیت‌ها و تفکرات شخصی برای این افراد، شغل نویسندگی را جذاب، دوست داشتنی و حتی شاد می‌کند.

 

معلم: اگر چشم خود را به روی حقوق ناچیز معلمان ببندید و به دیگر ویژگی‌های معلمی به ویژه ارتباط با بچه‌ها و آموزش درس‌ها و نکات تازه به دیگران فکر کنید، حتما معلمی را شغلی شاد و دوست‌داشتنی می‌یابید.

 

هنرمند: معمولا وقتی صحبت از روحیه لطیف می‌شود، اولین کسانی که به ذهن می‌آیند، هنرمندان هستند. البته شادی و نشاط هم جزو لاینفک هنر است و در این بین به‌نظر می‌رسد مجسمه‌سازان و نقاشان از همه اقشار هنری شادتر هستند.

 

روانشناس: این قشر از جامعه وظیفه سنگین و مهمی بر دوش دارند که البته در بسیاری مواقع هم شنیدن مشکلات دیگران به نظر سخت و غم‌انگیز می‌رسد اما روانشناسان چندان این ایده را قبول ندارند، چراکه معتقدند گذاشتن راه‌حل پیش پای کسانی که تا مرز سیر شدن از زندگی هم پیش می‌روند، بسیار لذت بخش و شادی آفرین است.

منبع: iranvij.ir

درسی از باورها

مجموعه: خواندنیهای دیدنی

 

درسی از باورها

 

در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.

هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید«هستید». اما بیش از آنچه باور دارید«می توانید» انجام دهید

ما ماهواره و آتاری نداشتیم

مجموعه: خواندنیهای دیدنی

 

ما ماهواره و آتاری نداشتیم

 

ما بچه های کارتون های سیاه و سفید بودیم
کارتونهایی که بچه یتیم ها قهرمانهایش بودند
ما پولهایمان را می ریختیم توی قلک های نارنجکی و می فرستادیم جبهه
دهه های فجر مدرسه هایمان را تزئین می کردیم
توی روزنامه دیواری هایمان امام را دوست داشتیم
آدمهای لباس سبز ریش بلند قهرمان هایمان بودند
آنروزها هیچکدامشان شکمهای قلمبه نداشتند
و عراقی های شکم قلمبه را که می کشتند توی سینما برایشان سوت می زدیم
شهید که می آوردند زار زار گریه می کردیم
اسرا که برگشتند شاد شاد خندیدیم

ما از آژیر قرمز می ترسیدیم
ما به شیشه خانه هایمان نوار چسب می زدیم از ترس شکستن دیوار صوتی
ما توی زیر زمین می خوابیدیم از ترس موشک های صدام
ما چیپس نداشتیم که بخوریم
حتی آتاری نداشتیم که بازی کنیم
ما ویدیو نداشتیم
ما ماهواره نداشتیم
ما را رستوران نمی بردند که بدانیم جوجه کباب چه شکلی است
ما خیلی قانع بودیم به خدا

صحنه دارترین تصاویر عمرمان عکس خانم های مینی ژوب پوشیده بود توی مجله های قدیمی
یا زنانی که موهایشان باز بود توی کتاب های آموزش زبان

زنها توي فیلمهای تلويزیون ما، توی خواب هم روسری سرشان می کردند
حتی توی کتابهای علوم ما زنها هم باحجاب بودند
ما فکر می کردیم بابا مامانهایمان، ما را با دعا کردن به دنیا آورده اند
عاشق که می شدیم رویا می بافتیم، موبایل نداشتیم که اس ام اس بدهیم
جرات نداشتیم شماره بدهیم، مبادا گوشی را بابایمان بردارند
ما خودمان خودمان را شناختیم
بدنمان را، جنسیتمان را یواشکی و در گوشی آموختیم
هیچکس یادمان نداد

و حالا گیر افتاده ایم بین دو نسل

نسلی که عشق و حالهایشان را توی «شهرنو»ها و کاباره های لاله زار کرده بودند
و نسلی که دارد با «فارسی وان» و «من و تو» و «ایکس باکس» و «فیس بوک» بزرگ می شوند
و جالب كه هیچکدامشان ما را نمی شناسند و نمی فهمند

بــازی روزگـــار

مجموعه: خواندنیهای دیدنی

 

بــازی روزگـــار

 

بــازی روزگـــار

از دلنوشته های پروفسور حسابی (پدر فیزیك ایران)

بازی روزگار را نمی فهمم!
من تو را دوست می دارم… تو دیگری را… دیگری مرا… و همه ما تنهاییم!

داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.

همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،
پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.

انسان عاشق زیبایی نمی شود،
بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!

انسان های بزرگ دو دل دارند؛
دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.

همه دوست دارند که به بهشت بروند،
ولی کسی دوست ندارد که بمیرد … !

عشق مانند نواختن پیانو است،
ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.

دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،
پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.

‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛
محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.

عشق در لحظه پدید می آید
و دوست داشتن در امتداد زمان
و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.

راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود :

انسان چیست ؟
شنبه: به دنیا می آید.
یكشنبه: راه می رود.
دوشنبه: عاشق می شود.
سه شنبه: شكست می خورد.
چهارشنبه: ازدواج می كند.
پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.
جمعه: می میرد.

فرصت های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است

آیا خداوند شر را آفریده است؟

مجموعه: خواندنیهای دیدنی

 

 

 

روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا دانشجویانش را به مبارزه بطلبد. او پرسید: `آیا خداوند هر چیزی را که وجود دارد، آفریده است؟`

دانشجویی شجاعانه پاسخ داد: “بله.”

استاد پرسید: “هر چیزی را؟”

پاسخ دانشجو این بود: “بله هر چیزی را.”

استاد گفت: “در این حالت، خداوند شر را آفریده است. درست است؟ زیرا شر وجود دارد.”

برای این سوال، دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند. استاد از این فرصت حظ برده بود که توانسته بود یکبار دیگر ثابت کند که ایمان و اعتقاد فقط یک افسانه است.

ناگهان، یک دانشجوی دیگر دستش را بلند کرد و گفت: “استاد، ممکن است که از شما یک سوال بپرسم؟”

استاد پاسخ داد: “البته.”

دانشجو پرسید: “آیا سرما وجود دارد؟”

استاد پاسخ داد: “البته، آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید؟”

دانشجو پاسخ داد:

“البته آقا، اما سرما وجود ندارد. طبق مطالعات علم فیزیک، سرما عدم تمام و کمال گرماست و شئی را تنها در صورتی میتوان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال دهد و این گرمای یک شئی است که انرژی آن را انتقال می دهد. بدون گرما، اشیاء بی حرکت هستند، قابلیت واکنش ندارند. پس سرما وجود ندارد. ما لفظ سرما را ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم.”

دانشجو ادامه داد: “و تاریکی؟”

استاد پاسخ داد: “تاریکی وجود دارد.”

دانشجو گفت:

“شما باز هم در اشتباه هستید، آقا. تاریکی فقدان کامل نور است. شما می توانید نور و روشنایی را مطالعه کنید، اما تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید. منشور نیکولز تنوع رنگهای مختلف را نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور، نور می تواند تجزیه شود. تاریکی لفظی است که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم.”

و سرانجام دانشجو پرسید:

– “و شر، آقا، آیا شر وجود دارد؟

خداوند شر را نیافریده است. شر فقدان خدا در قلب افراد است، شر فقدان عشق، انسانیت و ایمان است. عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند. آنها وجود دارند. فقدان آنها منجر به شر می شود.”

و حالا نوبت استاد بود که ساکت بماند.

 

آیا خداوند شر را آفریده است؟

 

نام این دانشجو آلبرت انیشتین بود

اس ام اس دلتنگی !!(2)

مجموعه: خواندنیهای دیدنی

 

 

اس ام اس دلتنگی !!(2)

 

نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر

فقط میدانم در آغوش منی ، بی آنکه باشی

و رفتی ، بی آنکه نباشی . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

چگونه دست دلم را بگيرم ودر كنار

دلتنگيهايم قدم بزنم

در اين خيابان

كه پر از چراغ و چشمك ماشينهاست

…نه آقايان:

مسير من با شما يكي نيست

از سرعت خود نكاهيد

من آداب دلبري را نمي دانم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

خدایا

این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکند

فکری کن

اشک ما طعنه میزند به باران رحمتت .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

هر لحظه هرجا که میرم حس نگاهت با من

این دل بیطاقتِ من قیده تورو نمی زنه

بذار یبار نگات کنم از جونو دل‌ صدات کنم

هرچقدر دلتنگی‌ دارم هدیه به اون چشات کنم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

کاش می توانستم تمام دلتنگیهایم را بر کوله بار خدا میریختم تا با تنهائیش به کول بکشد

بدون هیچ خمی بر ابرو

اما افسوس که داده را پس نمیگیرد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دلم برايت تنگ شده !

مي خواهم آنقدر اشک بريزم

تا غبار فاصله از قلبم تميـــز شود .

ولي مي ترسم …

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

باران کـه میبـارد…… دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود….. راه می افـتم … بـدون ِ چـتـر … من بـغض می کنـم ….آسمـان گـریـه ..

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

من وجودم به تو مدیون و دلم مامن توست

آرزویم نظری روی تو و دیدن توست

من اگر دور ز تو هستم و دلتنگ شدم

با صدای خوش تو غرق در آهنگ شدم . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

میگن دلتنگی قشنگ ترین هدیه ی عشقه

حالا من با این هدیه ی قشنگ تو چیکار کنم!؟

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

نقــاش خــــوبی نــــبودم…

..

اما

..

ايــن روزها…

..

به لطـف تــــــــــو…

..

انـــتظار را

..

ديـــدنی ميكــشـم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

من و این داغ در تکرار مانده

من و این عشق بیدار مانده ،

مپرس از من چرا دلتنگ هستم

دلم بین در و دیوار مانده . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

من حسرت دیدار تو دارم به که گویم

از بهر تو من ابر بهارم به که گویم

غیر از تو کسی را به خدا دوست ندارم

از نرگس چشم تو خمارم به که گویم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

به نام خدائی که هستی را با مرگ ، دوستی را یک رنگ

زندگی را با رنگ ، عشق را رنگارنگ ، رنگین کمان را هفت رنگ

شاپرک را صد رنگ ، و مرا دلتنگ تو آفرید . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

سفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرد

اگر منم که دلم بی تو سر نخواهد کرد

من و تو پنجره های قطار در سفریم

سفر مرا به تو نزدیکتر نخواهد کرد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

نمیدانم چرا بیمارم امشب

سکوتی خفته در گفتارم امشب

غم اشک دلم آهسته می گفت

پریشان از فراق یارم امشب .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دست من کوتاه از دیدار توست

قلب من اما همیشه یاد توست .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

هرگاه دلت یاد کسی کرد و فرو ریخت ، آنگاه به یاد آر که من نیز به یاد تو چنینم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

من بودم

تو

و یک عالمه حرف…

و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!!

کاش بودی و

می فهمیدی

وقت دلتنگی

یک آه

چقدر وزن دارد…

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

لطفا هی نپرس دلتنگی چه معنی دارد ؟

دلتنگی معنی ندارد …

درد دارد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دل من تنگ تو است

صندلیهای حیاط

پر برف دیشب …

و تو کی می آیی؟

که شود آب همه برفهایی

که نبودت را فریاد زده !

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم ، تو همیشه دعوتی ، راس ساعت دلتنگی

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دلتنگی احساس قشنگیه

وقتی بدونی اونیکه دوسش داری

هیچوقت فراموشت نمی کنه

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی وزد …

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

نگاهم کن که چشمانت قشنگ است

صدایم کن که دل در سینه تنگ است

مرا با خود ببر آنسوی غربت

که اینجا شیشه هم از جنس سنگ است

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

چقدر سرد است!

وقتی…

دلتنگتم و نیستی

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اشکهایم که سرازیر میشوند……

دیری نمی پایدکه قندیل می بندد…

عجیب سرد است هوای نبودنت