کف دست شما چه رنگی است ؟

مجموعه: فال و طالع بینی

کف دست, فال و طالع بینی, فال

گاهی اوقات رنگ کف دستان شما میتواند تغییر کند.
اغلب اوقات کف دست سایه ای به رنگ صورتی خواهد داشت اما گاهی نیز بر حسب شرایط زندگی ممکن است به رنگ های دیگری نیز دیده شود که این رنگ میتواند بیانگر وضعیت روحی و جسمی فرد باشد ، در ادامه به بررسی رنگ های مختلف کف دست خواهیم پرداخت …

 

کف دست صورتی: رنگ صورتی رنگ طبیعی کف دست بوده و نشان دهنده این است که فرد حس بسیار خوبی دارد و از نظر سلامتی تندرست بوده و در وضعیت متعادلی میباشد.

 

کف دست قرمز: وقتی کف دستان فردی قرمز باشد بدین معناست که او فردی ناراحت و عصبی میباشد و مهمترین دلیلش این است که فرد در محدودیت قرار گرفته و تحت فشارهای روانی قرار دارد.

 

این فرد باید به خلق و خوی خود بسیار توجه کند و احساس خشونت و مبارزه طلبی را در خود کنترل نماید ، این فرد بهتر است برای رهایی از این حالت و رسیدن به آرامش به ورزش مورد علاقه یا تمرینات آرامش بخشی مانند یوگا ، مدیتیشن و … روی آورد تا از حالت های منفی رها شود.

 

کف دست زرد : وقتی کف دستان فردی به رنگ زرد است این یعنی او در مورد مسئله ای نگران میباشد و مدام در حالت عذاب و پریشانی بسر میبرد ، کف دست بسیار زرد نشان دهنده این است که فرد بسیار منتقد و عیب جو میباشد و گاهی نیز دیگران را مورد تمسخر خود قرار میدهد.

 

بهتر است این فرد سعی نماید با دیگران بهتر برخورد نموده و با آنها گفتگوی دوستانه ای داشته باشد ، این فرد بهتر است کمتر از مردم توقع داشته باشد که حرف های او را بی چون و چرا اجرا کنند.

کف دست آبی: رنگ کف دست آبی نشان دهنده این است که فرد درگیری های ذهنی بسیاری دارد و اگر این رنگ رو به کبودی بگذارد یعنی فرد بسیار غمگین ، آشفته حال و ناراحت است.

این فرد بهتر است از تنهایی بیرون آمده و با فردی که مورد اعتماد اوست درد و دل نماید تا از غم هایش کاسته شود.

 

کف دست سفید : اگر کف دستان فردی سفید باشد بدین معنی است که این فرد به تنهایی نیاز دارد و حتی ممکن است نخواهد برای لحظه ای هم که شده با کسی صحبت کند.

کف دست بسیار سفید نشان دهنده این است که فرد احساس کسالت و تنبلی بسیار زیادی میکند و احتمال بسیار زیاد دوست دارد تمام روز را در رختخواب خود باقی بماند.
منبع:falgoo.net

مدل کفش عروس

مجموعه: لباس و کیف و کفش

 

 

مدل کفش عروس

 

 

مدل کفش عروس

 

 

مدل کفش عروس

 

 

مدل کفش عروس

 

 

مدل کفش عروس

 

 

مدل کفش عروس

 

 

 

مدل کفش اسپرت

مجموعه: لباس و کیف و کفش

 

مدل کفش اسپرت

 

 

مدل کفش اسپرت

 

 

مدل کفش اسپرت

 

 

مدل کفش اسپرت

 

 

مدل کفش اسپرت

 

 

مدل کفش اسپرت

 

 

مدل کفش اسپرت

 

 

مدل کفش اسپرت

 

 

مدل لباس کردی زنانه

مجموعه: لباس و کیف و کفش

 

مدل لباس کردی زنانه

 

 

مدل لباس کردی زنانه

 

 

مدل لباس کردی زنانه

 

 

مدل لباس کردی زنانه

 

 

مدل لباس کردی زنانه

 

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

مجموعه: لباس و کیف و کفش

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

ست کروات با پیراهن و کت

 

 

 

شادترین شغلهای دنیا کدامند؟

مجموعه: خواندنیهای دیدنی

 

شادترین شغلهای دنیا کدامند؟

 

براساس نظرسنجی که موسسه ملی تحقیقات دانشگاه شیکاگو انجام داده است، این شغل‌ها در ردیف شادترین شغل‌های دنیا قرار گرفته اند:

آتش نشان: ۸۰‌درصد از آتش نشان‌ها از کار خود به‌شدت راضی هستند، چراکه شغل آنها همواره کمک کردن به دیگران و در بسیاری از مواقع نجات جان دیگران از مرگ حتمی است.

با آنکه همه آتش‌نشانان در طول هفته با خطرات زیادی روبه‌رو هستند اما همین حس کمک به همنوع آنها را راضی‌ترین شاغلان دنیا می‌کند.

 

فیزیوتراپ: کار این قشر از جامعه هم مستقیما با مردم و کمک به افرادی در ارتباط است که توان کمتری نسبت به دیگران دارند. آنها هم پس از حل مشکل دیگران از کار خود احساس رضایت می‌کنند و در نتیجه از نظر خود شغل خوب و شادی دارند.

 

نویسنده: هر چند بسیاری از نویسندگان، نه تنها در ایران بلکه در سراسر دنیا، همواره از کم بودن دستمزدها و حقوق خود ابزار ناراحتی می‌کنند اما حس خوب روی کاغذ آوردن ذهنیت‌ها و تفکرات شخصی برای این افراد، شغل نویسندگی را جذاب، دوست داشتنی و حتی شاد می‌کند.

 

معلم: اگر چشم خود را به روی حقوق ناچیز معلمان ببندید و به دیگر ویژگی‌های معلمی به ویژه ارتباط با بچه‌ها و آموزش درس‌ها و نکات تازه به دیگران فکر کنید، حتما معلمی را شغلی شاد و دوست‌داشتنی می‌یابید.

 

هنرمند: معمولا وقتی صحبت از روحیه لطیف می‌شود، اولین کسانی که به ذهن می‌آیند، هنرمندان هستند. البته شادی و نشاط هم جزو لاینفک هنر است و در این بین به‌نظر می‌رسد مجسمه‌سازان و نقاشان از همه اقشار هنری شادتر هستند.

 

روانشناس: این قشر از جامعه وظیفه سنگین و مهمی بر دوش دارند که البته در بسیاری مواقع هم شنیدن مشکلات دیگران به نظر سخت و غم‌انگیز می‌رسد اما روانشناسان چندان این ایده را قبول ندارند، چراکه معتقدند گذاشتن راه‌حل پیش پای کسانی که تا مرز سیر شدن از زندگی هم پیش می‌روند، بسیار لذت بخش و شادی آفرین است.

منبع: iranvij.ir

درسی از باورها

مجموعه: خواندنیهای دیدنی

 

درسی از باورها

 

در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن ۵ کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که ۵ کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع ۵ کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان ۵ کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.

هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید«هستید». اما بیش از آنچه باور دارید«می توانید» انجام دهید

ما ماهواره و آتاری نداشتیم

مجموعه: خواندنیهای دیدنی

 

ما ماهواره و آتاری نداشتیم

 

ما بچه های کارتون های سیاه و سفید بودیم
کارتونهایی که بچه یتیم ها قهرمانهایش بودند
ما پولهایمان را می ریختیم توی قلک های نارنجکی و می فرستادیم جبهه
دهه های فجر مدرسه هایمان را تزئین می کردیم
توی روزنامه دیواری هایمان امام را دوست داشتیم
آدمهای لباس سبز ریش بلند قهرمان هایمان بودند
آنروزها هیچکدامشان شکمهای قلمبه نداشتند
و عراقی های شکم قلمبه را که می کشتند توی سینما برایشان سوت می زدیم
شهید که می آوردند زار زار گریه می کردیم
اسرا که برگشتند شاد شاد خندیدیم

ما از آژیر قرمز می ترسیدیم
ما به شیشه خانه هایمان نوار چسب می زدیم از ترس شکستن دیوار صوتی
ما توی زیر زمین می خوابیدیم از ترس موشک های صدام
ما چیپس نداشتیم که بخوریم
حتی آتاری نداشتیم که بازی کنیم
ما ویدیو نداشتیم
ما ماهواره نداشتیم
ما را رستوران نمی بردند که بدانیم جوجه کباب چه شکلی است
ما خیلی قانع بودیم به خدا

صحنه دارترین تصاویر عمرمان عکس خانم های مینی ژوب پوشیده بود توی مجله های قدیمی
یا زنانی که موهایشان باز بود توی کتاب های آموزش زبان

زنها توي فیلمهای تلويزیون ما، توی خواب هم روسری سرشان می کردند
حتی توی کتابهای علوم ما زنها هم باحجاب بودند
ما فکر می کردیم بابا مامانهایمان، ما را با دعا کردن به دنیا آورده اند
عاشق که می شدیم رویا می بافتیم، موبایل نداشتیم که اس ام اس بدهیم
جرات نداشتیم شماره بدهیم، مبادا گوشی را بابایمان بردارند
ما خودمان خودمان را شناختیم
بدنمان را، جنسیتمان را یواشکی و در گوشی آموختیم
هیچکس یادمان نداد

و حالا گیر افتاده ایم بین دو نسل

نسلی که عشق و حالهایشان را توی «شهرنو»ها و کاباره های لاله زار کرده بودند
و نسلی که دارد با «فارسی وان» و «من و تو» و «ایکس باکس» و «فیس بوک» بزرگ می شوند
و جالب كه هیچکدامشان ما را نمی شناسند و نمی فهمند

بــازی روزگـــار

مجموعه: خواندنیهای دیدنی

 

بــازی روزگـــار

 

بــازی روزگـــار

از دلنوشته های پروفسور حسابی (پدر فیزیك ایران)

بازی روزگار را نمی فهمم!
من تو را دوست می دارم… تو دیگری را… دیگری مرا… و همه ما تنهاییم!

داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.

همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،
پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.

انسان عاشق زیبایی نمی شود،
بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!

انسان های بزرگ دو دل دارند؛
دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.

همه دوست دارند که به بهشت بروند،
ولی کسی دوست ندارد که بمیرد … !

عشق مانند نواختن پیانو است،
ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.

دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،
پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.

‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛
محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.

عشق در لحظه پدید می آید
و دوست داشتن در امتداد زمان
و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.

راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود :

انسان چیست ؟
شنبه: به دنیا می آید.
یكشنبه: راه می رود.
دوشنبه: عاشق می شود.
سه شنبه: شكست می خورد.
چهارشنبه: ازدواج می كند.
پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.
جمعه: می میرد.

فرصت های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است

آیا خداوند شر را آفریده است؟

مجموعه: خواندنیهای دیدنی

 

 

 

روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا دانشجویانش را به مبارزه بطلبد. او پرسید: `آیا خداوند هر چیزی را که وجود دارد، آفریده است؟`

دانشجویی شجاعانه پاسخ داد: “بله.”

استاد پرسید: “هر چیزی را؟”

پاسخ دانشجو این بود: “بله هر چیزی را.”

استاد گفت: “در این حالت، خداوند شر را آفریده است. درست است؟ زیرا شر وجود دارد.”

برای این سوال، دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند. استاد از این فرصت حظ برده بود که توانسته بود یکبار دیگر ثابت کند که ایمان و اعتقاد فقط یک افسانه است.

ناگهان، یک دانشجوی دیگر دستش را بلند کرد و گفت: “استاد، ممکن است که از شما یک سوال بپرسم؟”

استاد پاسخ داد: “البته.”

دانشجو پرسید: “آیا سرما وجود دارد؟”

استاد پاسخ داد: “البته، آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید؟”

دانشجو پاسخ داد:

“البته آقا، اما سرما وجود ندارد. طبق مطالعات علم فیزیک، سرما عدم تمام و کمال گرماست و شئی را تنها در صورتی میتوان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال دهد و این گرمای یک شئی است که انرژی آن را انتقال می دهد. بدون گرما، اشیاء بی حرکت هستند، قابلیت واکنش ندارند. پس سرما وجود ندارد. ما لفظ سرما را ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم.”

دانشجو ادامه داد: “و تاریکی؟”

استاد پاسخ داد: “تاریکی وجود دارد.”

دانشجو گفت:

“شما باز هم در اشتباه هستید، آقا. تاریکی فقدان کامل نور است. شما می توانید نور و روشنایی را مطالعه کنید، اما تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید. منشور نیکولز تنوع رنگهای مختلف را نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور، نور می تواند تجزیه شود. تاریکی لفظی است که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم.”

و سرانجام دانشجو پرسید:

– “و شر، آقا، آیا شر وجود دارد؟

خداوند شر را نیافریده است. شر فقدان خدا در قلب افراد است، شر فقدان عشق، انسانیت و ایمان است. عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند. آنها وجود دارند. فقدان آنها منجر به شر می شود.”

و حالا نوبت استاد بود که ساکت بماند.

 

آیا خداوند شر را آفریده است؟

 

نام این دانشجو آلبرت انیشتین بود